اصول مدیریت 222
كارگزيني (كارمند گزيني)
چون به دست آوردن يك كارمند خوب براي موفقيت هر تجارت بسيار اساسي است، استخدام و توسعه كاركنان مي بايستي خيلي با دقت انجام شود. مديريت مي بايستي با قوانين ملي كارگري كشور آشنايي داشته باشند. متعاقب آن ، اين تصميم بايد انجام شود كه چه تعداد مدير يا كاركنان مي بايستي از نيروي كار محلي استخدام شود و يا اينكه از افراد وطني منتقل گردند.
هدايت كردن
تفاوت هاي فرهنگي وظيفه هدايت كردن را براي مديران بين المللي دشوارتر مي سازد. نگرش هاي كارمند براي كاركردن و حل مشكلات از كشوري به كشور ديگر متفاوت است. موانع زباني همچنين مشكلات ارتباطي را ايجاد مي كند. براي كاهش مسائل برخاسته از تفاوت هاي فرهنگي، سازمان ها مديران را در زمينه مديريت فرهنگ متقابل آموزش مي دهند. مديريت فرهنگ متقابل به منظور تعامل با فرهنگ هاي مختلف و ارج نهادن به تفاوتها و تنوع ها، مديران را آموزش مي دهد.
كنترل
پراكندگي جغرافيايي و فاصله، موانع زباني و محدوديت هاي قانوني وظيفه كنترل را پيچيده تر مي سازد. گردهم آيي ها، گزارش ها و بازرسي به عنوان نمونه، بخشي از سيستم كنترل بين المللي هستند.
چالش هاي شخصي براي مديريت جهاني
ايجاد يك محيط كاري سازنده ي بين المللي كه اعضايش تجارت را مي دانند و انعطاف پذير هستند و فكري باز دارند، سالها به درازا مي كشد. سازمان هاي چند مليتي نمي توانند مدت مديدي متكي بر عده معدودي مدير با تجربيات چند فرهنگي يا معدودي متخصص در يك كشور خاص براي كسب موفقيت باشند. به اجمال، تمامي كاركنان بايد حداقل سطحي از مهارت داشته باشند و توانايي شناخت تفاوت هاي فرهنگي كه ممكن است بر ارتباطات روزانه و روابط كاري مؤثر واقع شود، را داشته باشند.
خارج از بديهيات كيفي شغل، يك سازمان نياز دارد تا كيفيت ها و مقتضيات زير را وقتي افرادي رابراي تصدي كار در كشوري ديگر(كشور خارجي) انتخاب مي كند در نظر بگيرد,:
ý تمايل به ارتباط، ايجاد روابط با ديگران و براي چيزهاي جديد تلاش كردن
ý ارتباط خوب با فرهنگ مقابل و مهارتهاي زباني
ý انعطاف پذيري و تفكري باز و مصمم درباره ديگر فرهنگ ها
ý توانايي روبروشدن با فشارها و موقعيت هاي جديد
ý موقعيت حرفه ي همسر و خصلت هاي شخصي
ý وجود تسهيلات كيفي آموزش براي افراد متقاضي
ý اشتياق براي مأموريت خارجي وداشتن يك سابقه ي خوب از تلاش هاي قبلي در مأموريت خارجي و مديريت هاي داخلي
اگر يك متقاضي بالقوه شغل پيشنهادشده را پذيرفت، او مي بايستي از پتانسيل لازم براي شوك فرهنگي آگاه باشد- يك فرد سردرگمي و احساس عدم راحتي را وقتي در يك فرهنگ ناآشنا واقع مي شود، تجربه مي كند. به علاوه، قوم مداري، يا تمايلي كه يك فرد فرهنگ خودرا برتر از ديگران مي بيند، مي بايستي درك شود و از آن اجتناب گردد.