اصول مدیریت 197
عامل ديگر بر رابطه عملكرد- اهداف تأثير مي گذارند:
كارمند بايد پاي بند به هدف باشد.
كارمند بايد معتقد باشد كه توانايي انجام وظيفه اي كه به عهده اش است را دارد.
وظايفي كه مشمول دستيابي به اهداف مي گردند بايدساده، آشنا و مستقل باشند.
تئوري هدف گذاري يك محدوديت فرهنگي دارد و در فرهنگهاي امريكاي شمالي محبوبيت دارد.
فلسفه هاي مديريت كه بر انگيزش كارمند تأثير مي گذارد
فلسفه مديريت مي تواند اساسي را براي ايجاد جو مثبت كاري و تأثير آن بر رويكرد انگيزش كاري مديران پي ريزي نمايد. شيوه اي كه مدير كاركنان را مي بيند و با آنها ارتباط برقرار مي كند، بر رفتارشان تأثير مي گذارد.
دو مورد از تئوريهاي مشهور، تئوريهاي X,Y «داگلاس مك گريگور» هستند كه درباره ي چگونگي ايجاد آينده نگري همراه با كاميابي توسط مديران براساس چگونگي رفتار آنها با كاركنان، بحث مي كند.
تئوري ديگري كه به وسيله ي « كريس آرگريس» ارائه شده، متمركز است بر آنچه او به آن « كارگران بالغ» اطلاق مي نمايد. آرگريس در كتابش به نام شخصيت و سازمان، كارها و تجربيات مشاهده شده از مديران در سازمانهاي سنتي را با نيازها و قابليت هاي شخصيت افراد بزرگسال و بالغ مقايسه نمود.
همانند «مك گريگور»،«آرگريس» نگران چگونگي رفتار مديران با مردم بود. او معتقد بود اگر مديران با كاركنان با حالتي مثبت رفتار كنند- به عنوان يك مسئول بالغ رشد يافته به آن ها بينديشد- كاركنانش بهره وري بيشتري خواهند داشت. گر چه، آرگريس در اين مفهوم يك پله فراتر رفت. او معتقد بود كه كارگران بالغ مسئوليتهاي بيشتري درخواست مي كنند،همچنين تنوعي از وظايف و توانايي شركت در تصميمات، او معتقد است اگر غير از اين باشد، نتيجه اش غيبت كارمند، بي علاقگي و حتي از خود بيگانگي خواهد بود.
راهبردهاي انگيزش
تا حدي، انگيزه ي سطح بالاي كارمند از شيوه هاي مؤثر مديريت نشأت مي گيرد. براي توسعه ي كاركنان با انگيزه، يك مدير بايد با افراد به عنوان يك انسان رفتار كند. كارگران را توانمند سازد، سيستم پاداش مؤثر فراهم نمايد، شغل ها را طراحي مجدد كند و يك محيط كاري انعطاف پذير ايجاد كند.