عامل ديگر بر رابطه عملكرد- اهداف تأثير مي گذارند:‌

*      كارمند بايد پاي بند به هدف باشد.

*      كارمند بايد معتقد باشد كه توانايي انجام وظيفه اي كه به عهده اش است را دارد.

*      وظايفي كه مشمول دستيابي به اهداف مي گردند بايدساده، آشنا و مستقل باشند.

*      تئوري هدف گذاري يك محدوديت فرهنگي دارد و در فرهنگهاي امريكاي شمالي محبوبيت دارد.

 

فلسفه هاي مديريت كه بر انگيزش كارمند تأثير مي گذارد

فلسفه مديريت مي تواند اساسي را براي ايجاد جو مثبت كاري و تأثير آن بر رويكرد انگيزش كاري مديران پي ريزي نمايد. شيوه اي كه مدير كاركنان را مي بيند و با آنها ارتباط برقرار        مي كند، بر رفتارشان تأثير مي گذارد.

دو مورد از تئوريهاي مشهور، تئوريهاي X,Y «‌داگلاس مك گريگور» هستند كه درباره ي چگونگي ايجاد آينده نگري همراه با كاميابي توسط مديران براساس چگونگي رفتار آنها با كاركنان، بحث مي كند.

تئوري ديگري كه به وسيله ي « كريس آرگريس» ارائه شده، متمركز است بر آنچه او به آن « كارگران بالغ» اطلاق مي نمايد. آرگريس در كتابش به نام شخصيت و سازمان، كارها و تجربيات مشاهده شده از مديران در سازمانهاي سنتي را با نيازها و قابليت هاي شخصيت افراد بزرگسال و بالغ مقايسه نمود.

همانند «‌مك گريگور»،‌«‌آرگريس» نگران چگونگي رفتار مديران با مردم بود. او معتقد بود اگر مديران با كاركنان با حالتي مثبت رفتار كنند- به عنوان يك مسئول بالغ رشد يافته به آن ها بينديشد- كاركنانش بهره وري بيشتري خواهند داشت. گر چه، آرگريس در اين مفهوم يك پله فراتر رفت. او معتقد بود كه كارگران بالغ مسئوليتهاي بيشتري درخواست مي كنند،‌همچنين تنوعي از وظايف و توانايي شركت در تصميمات، او معتقد است اگر غير از اين باشد، نتيجه اش غيبت كارمند، بي علاقگي و حتي از خود بيگانگي خواهد بود.

 

 

راهبردهاي انگيزش

تا حدي، انگيزه ي سطح بالاي كارمند از شيوه هاي مؤثر مديريت نشأت مي گيرد. براي   توسعه ي كاركنان با انگيزه، يك مدير بايد با افراد به عنوان يك انسان رفتار كند. كارگران را توانمند سازد، سيستم پاداش مؤثر فراهم نمايد، شغل ها را طراحي مجدد كند و يك محيط كاري انعطاف پذير ايجاد كند.