عکس
تداوم حیات سازمان و قدرت بازسازی
تداوم حیات سازمان به قدرت بازسازی آن شرکت بستگی دارد. این بازسازی از طریق هماهنگ کردن اهداف با وضعیت روز، و به اصلاح و بهبود روشهای تحقق این اهداف انجام می شود.
تاثیرات تغییرات محیط بر سازمان
سازمان در مسیر تطبیق خود با تغییرات محیط، ناگزیراز تقویت فراگردهای نوآوری و خلاقیت است.
فراگرد خلاقیت و نوآوری
راههای افزایش این مهارت
سازمان یادگیرنده و بهره وری
اهميت سازمان يادگيرنده:
با وجود بستري متغير وپيچيده كه سازمانها در آن فعاليت مي كنند، ضرورت وجود منابع توانمند جهت ماندگاري سازمان، يك واقعيت قطعي است. با وجود عوامل محيطي متحول، ماندگاري، رشد و پويايي سازمان منوط به دانش و آگاهي گسترده از عوامل محيطي است . فقدان اطمينان بدليل افزايش تغييرات محيطي (شامل : اقتصادي، اجتماعي، سياسي،علمي، فرهنگي و…)نياز و انتظارات روز افزون انسانها، همگي سبب پيدايش مدل جديدي به نام «سازمان يادگيرنده»شده است.چنين سازمانهايي مناسبترين راه را براي حفظ حيات، ماندگاري ورشد سازمان،«يادگيري»مي دانند. بنابراين، با پيدايش عصر جديد و نوين سازماني، امروزه تنهاسازمانهايي كه تفكرات بزرگ (بدون توجه به اندازه ظاهري) دارند از نظر كاركردي موفق و در عرصه رقابت پيش گيرنده و درنظام سازمان ومديريت پويا واثربخش مي باشند، همچنين سازمانهاي يادگيرنده به عنوان مقصدي براي اين نظام سازماني،ريشه در تغييرات سريع و تحولات شديد محيطي دارد كه ضرورت و اهميت آنها را تبيين مي نمايد (الحسيني،1380،257سازماندهی (Organizing)
سازماندهی و ساز و کارهای هماهنگی
تعریف سازماندهی
سازماندهی ، فرایندی است که طی آن تقسیم کار میان افراد وگروه های کاری و هماهنگی میان آنان ، به منظور کسب اهداف صورت می گیرد .
فرهنگ سازماني Organizational culture
درسازمان رويدادهايي بيش از توليد و عرضه محصولات و خدمات جديد و طي سلسله مراتب اختيارات يا کسب قدرت رخ مي دهد . پژوهشگراني که در صدد درک سازمانهايي که در ايالات متحده آمريکا مستقر نبودند بر مي آمدند و بر اساس مفروضات و اصول متفاوتي عمل مي کردند ، خواستند براي درک برخي از اين تفاوتهاي اصولي ، از مفهوم فرهنگ ناشي از مردم شناسي استفاده کنند.
مديريت، مديران، سازمان...management, managers, organization
سازمان و نياز به مديريت
بيشتر مردم عضو يک سازمان هستند، مثل دانشکده، تيم ورزشي، يک گروه موسيقي، يک گروه نمايش، شاخه اي از نيروهاي مسلح يا يک بنگاه اقتصادي.
همواره هدف يا مقصود يکي از ارکان رسمي هر سازماني است.
هر سازماني براي تامين هدف هاي خود داراي يک روش است که آن را برنامه مي نامند.
• سازمان بايستي منابع لازم براي رسيدن به هدف ها را تامين کند و آنها را تخصيص دهد.
مديريت سازمان
• مديريت سازمان عبارت است از عملي که به صورت آگاهانه و مستمر انجام مي شود و به سازمان شکل مي دهد.
صفت هاي بايسته ي يك رهبر
(فصل دوم: نقش جاذبه در رهبري)
بسياري از مردم جاذبه را چيز مرموزي ميدانند، كه تقريباً قابل تعريف نيست و فكر ميكنند كه جاذبه (كاريزما) مادرزادي است. اما اين پندار، خطاست. جاذبه، به بياني ساده، توانايي كشيدن مردم به سوي خويش است. جاذبه هم مثل بقيه ويژگيهاي شخصيتي پروردني است.
مديريت و مباني سازمان؛ صفت هاي بايسته ي يك رهبر...Leader characters
صفت هاي بايسته ي يك رهبر
(فصل اول: نقش شخصيت در رهبري)
چگونگي برخورد رهبران با رويدادها و پيشآمدهاي زندگي، نشانه بارز شخصيت آنها است. بحران، لزوماً شخصيت انسان را نميسازد، اما شكي نيست كه آن را آشكار ميسازد.
این سخن الكساندر سولژنيتسين برنده جايزه نوبل است كه "معناي حيات دنيوي، برخلاف آنچه به ما آموختهاند، در رفاه و رونق و آسايش تن نيست، در پرورش جان است."
مدیریت و مبانی سازمان؛ تصميم گيري ... decision making
تصميم گيري
بعد زمان و روابط انسان در تصميم گيري
• تصميم گيري باعث مي شود که شرايط کنوني سازمان از مجراي عملياتي که انجام خواهد داد به آينده وصل شود. همچنين تصميم گيري متکي بر گذشته است.تجربه هاي گذشته ( مثبت و منفي ) در تعيين گزينه هايي که مدير امکان پذير يا مطلوب مي داند، نقش مهمي دارند.
طراحي ساختار سازماني ... to design of organizational structure
يک سازمان عبارت است از الگويي از روابط(روابطي که به صورت همزمان در هم تنيده شده اند)که بدان وسيله افراد تحت هدايت مديران در صدد تامين هدف هاي مشترک برمي آيند.اين هدف ها عبارتند از ره آورد فرايندهاي تصميم گيري که ما تحت عنوان برنامه ريزي ارائه کرديم.
ارتباطات و مذاكره... Comunication and Conversation
اهميت ارتباطات اثر بخش
به سه دليل عمده وجود ارتباطات اثربخش براي مديران اهميت زيادي دارد.
کنترل اثر بخش ... effective control
معنی کنترل
مديريت فرآيندي است براي اطمينان يافتن از اين که عمليات واقعي طبق عمليات برنامه ريزي انجام شده است.
کنترل به چهار مرحله تقسيم مي شود:
• تعيين روش و استاندارد براي سنجش عملکرد
• سنجش عملکرد
• تطبيق عملکرد با استاندارد
• اقدامات اصلاحي
قدرت و اختیار ... Power and Authority
v قدرت
• قدرت يعني توانائي در اعمال نفوذ برساير افراد. قدرت مي تواند در هر نوع رابطه اي وجود داشته باشد. در سازمان مديران اعمال قدرت مي کنند.
روش اقتضايي در رهبري
v پژوهشگران دريافتند که رهبري اثربخش به متغيرهاي متعددي بستگي دارد، مثل فرهنگ سازماني و ماهيت نوع کاري که بايد انجام شود.
v هيچ نوع ويژگي شخصيتي در همه رهبران اثربخش مشاهده نشده است که به صورت مشترک باشد و هيچ سبک يا شيوه مديريت هم براي همه موقعيت ها و شرايط اثربخش واقع نشده است.
شبکه مديريت
v يکي از نتايجي که از تحقيقات دانشگاه هاي ميشيگان و اوهايو به دست آمد اين است که شيوه يا سبک رهبري يک بعدي نيست. يعني اينکه توجه کردن به کار و توجه کردن به کارکنان مي تواند در امر عملکرد عالي سازمان سرنوشت ساز يا تعيين کننده باشند.
رهـبـــــری ...leadership
تعريف رهبري
v فرآيند هدايت و اعمال نفوذ بر فعاليت هاي گروه يا اعضاي سازمان. چنين تعريفي چهار کاربرد مهم دارد:
•نخست، رهبري، در مورد کسان يا افراد ديگري ( مثل زيردستان يا پيروان ) مطرح مي شود.
•دوم، رهبري مستلزم توزيع نابرابر قدرت بين رهبر و اعضاي گروه مي شود.
•سومين جنبه رهبري توانايي وي در به کارگيري شکل هاي مختلف قدرت براي اعمال نفوذ بر رفتار پيروان ( از راه هاي گوناگون ) است.
•چهارمين جنبه رهبري آميزه اي است از سه جنبه نخست و آگاهي از اينکه رهبري با « ارزش » سر و کار دارد.
مطالعه سازمان و مدیریت
1- عملکرد مديريت و سازمان
v ميزان موفقيت سازمان در دستيابي به هدف هاي مورد نظر و ايجاد روابط رضايت بخش اجتماعي، تا حد زيادي، در دست مديران است.
2- کارايي و اثربخشي
v پيتردراکر اين دو واژه را اين گونه تعريف مي نمايد:
• کارايي يعني انجام دادن کارها به نحو شايسته يا مناسب.
• اثربخشي يعني انجام دادن کارهاي شايسته يا مناسب.
اصـول روابط انساني بين مدير و كاركنان
1- در مورد نحوه ارتقاء كاركنان به پستهاي شغلي بالاتر توضیح داده شود .
2- در مواقعي كه نياز به تشويق باشد بايد سريعاً اقدام و اطــلاع رساني گردد .
3- هنگام ايجاد تغييرات احتمالي بايد سريعاً اطلاع رساني شده و چگونگي تغييراتو زمان انجام آن مشخص گردد .
4- با كاركنان ارتباط صحیح برقرار گردد و نسبت به حل مشكلات آنان در زمينة كار ، سازمان و يا مسائل شخصي تلاش شود .
5- استعدادهاو توانائيهاي افـراد تحت نـظارت شناسایی شود و از آنها در جهت نيل به اهداف استفاده بهینه شــود .
6- زمينه رشد و ترقي كاركنان را فراهم کرده و به منظور تشويق وپيشرفت ، آنــان را بــه واحد های دیگر منتقل کنــد .
7- به منظور ارائه خدمات حرفه اي بهتر و انجام رفتار مناسبتر به کارکنان آموزش داده شود .
مدیریت...management
تعاریف، اهداف، انواع، فرآیند،سطوح، مهارت ها، نقش ها، چالش ها
تعریف مدیر
مدير كسي است كه اداره افراد يك مؤسسه توليدي ، بازرگانـي ياخدماتي را به عهده داشته و با استفاده از منابع انساني و مادي آن را به نحو مطلوب اداره نمايد و به منظور نيل به اهـداف معين كه از طرف كارفرما يا هيات مديره تعيين شده در واحد تحت سرپرستي خود فعاليت نمايد . وی هم چنین مسئوليت بازدهي و بهره وري بيشتر كاركنان خود را از نظر كميت و كيفيت عهده دار است .
تعریف مدیریت
مديريت يعني هماهنگ کردن منابع انساني و مادي براي رسيدن به هدف.
در تعريفي ديگر؛ مديريت به معنای سرپرستي انجام دادن کارها به وسيله و از طريق ديگران بیان شده است.
- در تعاريف فوق بر دو موضوع تأکيد شده است :
1- وجود اشخاص مناسب براي انجام کارها
2- به انجام رساندن کارها به نحو مطلوب