تبریک
نقش مدیــران در ایجاد سازمان خلاق
در سازمانهای همیشه در حال بهبود، مدیران نقش بسیار چشمگیر و حیاتی دارند به گونه ای که مدیر قادر است زمینة لازم برای افزایش خلاقیت و نوآوری کارکنان را فراهم کند و با رهبری خویش خلاقیت آنها را برور سازد و یا اینکه عملکرد او بصورتی باشد که مانع بروز خلاقیت و ابتکار گردد. مدیر خلاق کسی است که کارها را توسط همة کارکنان به انجام می رساند.
مدیران خلاق دارای خصوصیات متعددی هستند که به پاره ای از آنها اشاره می کنیم:
- ایجاد همسویی بین اهداف فــــردی و اهداف سازمانی
- رایج کـــردن نظام آموزشی مستمــر و همگانی
- تــرویج کار تیمی و بـــر قراری ارتباطات همــه جانبه
- تمرکز روی فرایندها و ترویج تفکر سيستميك بجای تمرکز روی افراد و گروهها
- ریسک پذیری و فرصت تلقی کردن اشتباهات از بین بردن ترس از پیامدهای اشتباهات)
- به حداقل رساندن کنتــرل از بیرون و ترویج خود ارزیابـ-ی
- محدود نکردن کارکنان با کاهش تقسیم کار و دادن حد اکثر آزادی عمل به آنها
- تمـ-رکز روی مشتری و ترویج فـــرهنگ مشتری مداری در سازمان
- تحمل راهها و پیشنهادات غیـر عملی و حتــی دور از ذهن
- تحمل تضاد در آرا و عقاید کاركنان و فرصت تلقی کردن آنها (هماهنگی و توافق کامل بین کارکنان و واحدها لزوماً به عملکرد موفق منجر نمی شود).
جوهاي سازماني
محصول فرعي فرهنگ يك سازمان ، جو سازماني است. تمامي وضعيت محيط كاري و روحيه كارگران، اجزاء جو روزانه سازمان هستند.نگرش كارگران، بيانگر جو مثبت و منفي محيط كاري است. روابط روزاته و تعامل هاي كاركنان نشانگرهاي جو سازماني هستند.
منابع
منابع شامل انسان ها، اطلاعات، تسهيلات، زيرساختار، ماشين آلات، تجهيزات ، موجودي و منابع مالي كه در اختيار و به اراده ي سازمان هستند. انسان ها ، والاترين منابع تمام سازمان ها هستند. اطلاعات ، تسهيلات، تجهيزات ماشيني ، مواد، موجودي و منابع مالي حمايت كننده هستند.
فلسفه هاي مديريت
فلسفه مديريت، مجموعه باورهاي شخصي و ارزشي مدير است درباره ي مردم، كار و هم چنين چيزهايي كه مدير مي تواند آن ها را كنترل كند.
سبك هاي رهبري مديريت
تعداد همكاراني كه در حل مسائل يا مراحل تصميم سازي دخالت دارند، بيانگر سبك رهبري مديريت است. توانمندسازي به مفهوم اجازه دادن به زيردستان است در تصميم سازي ، آزادي،دانش، استقلال و مهارت ها ، خوشبختانه ، بسياري از سازمان ها و مديران به سمت مشاركت فعال و كار تيمي كه لازمه توانمند سازي است حركت مي كنند.
تطبيق پذيري با محيط ها
نقش يك مدير، نظارت كردن و شكل دادن به محيط دروني و بيروني و پيش بيني كردن تغييرات و عمل كردن به سرعت در مقابل آن ها مي باشد.
فرهنگ هاي سازماني
فرهنگ سازماني همان شخصيت سازماني است . هم چنان كه هر خواننده اين كتاب يك شخصيت مجزا دارد، سازمان هم به همين منوال. فرهنگ يك سازمان، آن را از ديگران متفاوت مي كند و رفتار اعضايش را شكل و حالت مي دهد. چهار مشخصه اصلي فرهنگ سازماني عبارتند از :
ý ارزش ها
ý قهرمانان
ý آداب و مراسم
ý شبكه ي اجتماعي
· ارزش ها : شامل باورهايي است كه موفقيت هاي كاركنان را در سازمان توصيف مي كند. به عنوان مثال ، بسياري از دانشگاه ها ارزش زيادي براي چاپ مطالب استادان خود قائل مي شوند.
· قهرمانان : يك قهرمان شخصي است به عنوان سرمشق كه تصويرها، نگرش ها و ارزش هاي يك سازمان را منعكس مي كند و به عنوان يك الگوي خوب و قابل استناد براي ساير كاركنان است.
· آداب و مراسم :مراسم هاي روزمره و عادي كه سازمان ها براي شناخت عملكرد بالاي كاركنان به كار مي برند. جشن يا مراسم اعطاء جوايز، گردهم آيي سازمان و اجتماعاتي كه به صورت سه ماه به سه ماه براي معرفي كردن كارمندان براي خدمات برجسته شان تشكيل مي شود. افتخارات باعث تشويق و ايجاد روحيه براي ساير كاركنان در بقيه سال خواهد بود.
· شبكه اجتماعي: به معناي شبكه ي غيررسمي ارتباط در سازمان است. اين شبكه بعضي اوقات به عنوان شبكه ارتباطات مو شكلي (شبكه شاخه هاي انگور) است كه داستان هاي قهرمانان و آنهائي را كه شكست خورده اند منتقل و نگهداري مي كند. در واقع از طريق اين شبكه كاري است كه كاركنان در مورد ارزش ها و فرهنگ سازماني مطلع مي گردند.
محيط داخلي
محيط داخلي سازمان متشكل از عناصر موجود در سازمان است كه شامل كاركنان، مديريت و خصوصاً فرهنگ مشترك كه رفتار كارمندان را تعريف مي كند مي گردد.
بيانيه هاي مأموريت سازماني
بيانيه مأموريت سازماني شرح مي دهد كه سازمان براي چه و چرا وجود دارد. اين موضوع اهداف كلي سازمان را شرح مي دهد و شامل نشانه هايي است كه سازمان را از ديگر سازمان هاي مشابه خود متمايز مي سازد.
1- مشتري ها : كساني كه مي بايد به آن ها خدمات رساني شود.
2- محصولات/ خدمات : چه بايد توليد شود؟
3- محل : در كجا محصولات و خدمات بايد توليد شود ؟
4- فلسفه : چه ايده اي بايد دنبال شود؟
محيط هاي مديريتي
ý شناخت محيط هايي كه بر سازمانها تأثير گذارند
ý درك و فهم عوامل خارجي كه بر نقش هاي مديران تأثير گذارند
ý تفسير عوامل داخلي كه بر وظايف مديريتي مؤثرند
ý آموختن اينكه چرا يك سازمان بايد خود را با محيط منطبق نمايد
ý محيط مديريتي از عوامل تغيير پذير دائم- خارجي و داخلي- كه تأثير گذار بر عمليات سازمان هستند تشكيل شده است.
اگر چه مديران هميشه قادر به كنترل محيط خود نيستند، آن ها مي بايستي از تغييرات در حال انجام مطلع باشند، زيرا تغييرات نهايتاً بر تصميمات روزانه و عملكرد ايشان تأثير مي گذارد.
محيط خارجي
محيط بيروني به دو بخش تقسيم مي شود :
تعامل مستقيم : اين محيط تأثير مستقيم و دست اول بر سازمان دارد. ورود يك رقيب جديد در بازار ، نمونه اي از آن است.
تعامل غيرمستقيم : اين محيط تأثير غير فوري و ثانويه بر سازمان دارد. وضع يك قانون جديد ممكن است اثر بزرگي داشته باشد.
نيروهاي تعاملي مستقيم :
نيروهاي تعاملي مستقيم شامل مالكين ، خريداران ، عرضه كنندگان ، رقابت كنندگان، كاركنان و اتحاديه هاي كاركنان
نيروهاي تعاملي غيرمستقيم
دومين نوع محيط خارجي ، نيروهاي تعاملي غيرمستقيم است. اين نيروها شامل فرهنگي اجتماعي، سياسي و قانوني، فن آوري و تأثيرات جهاني مي باشد. اين نيروها ممكن است روي يك سازمان تأثير بيشتري داشته باشند تا بر ديگري
بعد فرهنگي اجتماعي بسيار مهم است. زيرا تعيين مي كند كالاها، خدمات و استانداردهايي را كه جامعه براي آنها ارزش گذاري مي كند.
ابعاد سياسي و قانوني محيط خارجي شامل شاخص هاي تنظيم كننده است كه در محدوده آن يك سازمان مي بايستي عمل كند.
بعد فن آوري محيط خارجي بر فرايندهاي علمي كه درون داد ها (منابع- كارگر- پول) را تبديل به برون داد ها (كالا و خدمات) مي كند، تأثير مي گذارد. موفقيت بسياري از سازمان ها بستگي داردبه چگونگي تشخيص و پاسخ مناسب به تغييرات فن آوري روز.
بعد اقتصادي شرايط مالي حاكم بر دنيا را منعكس مي كند. يعني بعضي از شرايط اقتصادي كه موجب نگراني خاص شركت ها مي شوند از قبيل نرخ رشد، تورم، نرخ بيكاري، توليد ناخالص ملي و نرخ برابري ارزش دلار در برابر ارز هاي ديگر.
بعد جهاني محيط به عواملي در ساير كشورها بازمي گردد.
مديران در سطح كلان و بين المللي با مشكلات و مخاطراتي مواجه اند. اگر چه هم با زبان و رسم و رسوم ديگر كشورها ناآشنا باشند و يا با مسائل درون كشورها، مديران مواجه با مخاطرات جهاني هستند كه اگر فقط به صورت خرد به آن بينديشند قادر به مقابله با آن ها نيستند(نمونه بروز بيماري جنون گاوي در اروپا)
مديريت در آينده
رويكردهاي مديريت جديد به مكتب كلاسيك و مديريت كمي و منابع انساني توجه دارد.
مديران موفق تلاش مي كنند تا اين رويكرد را براي رسيدن به تقاضاهاي يك محيط پويا، توسعه دهند.
رويكرد مديريت جديد تشخيص داده است كه انسان ها موجودات پيچيده و متغيري هستند. كاركنان به تغييرات در طول زمان نيازمندند. مردم داراي ظرفيت ها و قابليت هايي هستند كه قابل توسعه اند. بنابراين ، سازمان ها و مديران، مي بايستي با راهبردهاي متنوع مديريتي و فرصت هاي شغلي جوابگوي افراد باشند.
موارد كليدي كه با آمدن قرن بيست و يكم بايد در نظر قرار بگيرد، عبارتند از :
1) تعهد به برآورده كردن نياز خريداران به طور صد در صد در طول زمان ، سازمان ها را به سوي مديريت كيفي و بهبود دائمي عمليات هدايت مي نمايد.
2) اقتصاد دنياي كنوني تأثير به سزايي بر سازمان ها داشته است و به وفور فرصتهايي يافت مي شود تا راه هاي نوين مديريت از تجربيات ديگر كشورها آموخته شود.
3) سازمان ها روي مهم ترين بخش خود يعني نيروي انساني بايد سرمايه گذاري كنند. اگر سازمان ها نتوانند تعهدات خود را در قبال كاركنان براي اشتغال مادام العمر انجام دهند، مي بايستي متعهد به كاهش تدريجي نيروي كار گردند. سازمان ها نمي توانند مشاركت نيروي كار را جلب كنند مگر اين كه سازمان اين موضوع را روشن سازد كه افرادش خارج از محل كار ، به كار مشغول نيستند.
4) مديران مي بايستي در مسئوليت رهبري خود تفوق و برتري داشته باشند. يعني در اين امر، نيكو و شايسته عمل نمايند تا بتوانند نقش هاي متعدد خود را انجام دهند.
مكتب كيفي مديريت
مكتب كيفي مديريت يك مفهوم جامع براي رهبري و عمل در يك سازمان است، كه به طور دائم عملكردها را كه بيشتر به سوي مشتري ها تمركز دارد، بهبود مي بخشد.
مكتب كيفي مديريت موارد زير را در تئوري خود مد نظر قرار مي دهد:
ساختار سازمان
كيفيت كالا و خدمات
بهبود دائمي در كالاها و خدمات
كاركنان به صورت تيمي فعاليت كنند.
توسعه سياست باز و اعتماد
رويكرد كايزن براي بهبود دائمي و افزايشي براي مردم، محصولات و فرآيندها بكار مي رود. رويكرد مهندسي مجدد نيز بر احساس نياز به تغيير تمركز دارد. يعني تغييرات را ببينيم كه به سوي ما مي آيند و به طور مؤثر در مقابل آنها عكس العمل نشان دهيم .
رويكرد كايزن: توجه جدي به بهبود دائمي و پيوسته پيشنهاد مي كند كه مديران، تيم ها و افراد از هر دوي دستاوردهايشان و اشتباهاتشان درس بگيرند. مديران كيفي به كارمندان خود كمك مي كنند تا ديدگاهي از تجارب كاري خود به دست آورند و آنها را تشويق مي كنند تا آموخته هاي خود را با ديگران به اشتراك گذارند.
رويكرد مهندسي مجدد : رويكرد مهندسي مجدد در مديريت، بر ايجاد تغيير- تغيير بزرگ و سريع دلالت دارد. اين رويكرد متمركز بر احساس نياز به تغيير مي باشد. مشاهده تغييراتي كه به سوي ما مي آيند و واكنش مؤثر به تغييرات زماني كه رخ مي دهند. مهندسي مجدد طراحي مجدد منطقي و اساسي در فرايند تجاري براي رسيدن به بهبودها و پيشرفت هاي غير قابل تصور در خدمات، هزينه و سرعت- اين مهم نياز به آن دارد كه هر كارمند و مدير به تمام جنبه هاي عملي شركت نگاه كند و روش هايي كه سيستم سازماني به طور مؤثري بهبود يابند را يافته و راههاي تجديد ساختار سازماني براي بهبود اثربخشي جستجو كند.
مكتب مديريت اقتضايي
مكتب مديريت اقتضايي مي تواند به طور خلاصه از اين زاويه ديده شود كه « تمامي بستگي دارد به ......» اعمال مناسب مديريت و رويكردهاي آن بستگي به موقعيت دارد. مديران با ديد اقتضايي يك رويكرد قابل انعطاف دارند، تجربيات و نظريه هاي زيادي را پيش رو مي گذارند و انتخابهاي گوناگوني را براي حل مسائلشان ارزيابي مي كنند.
مكتب اقتضايي مديريت، معتقد است كه يك بهترين راه براي مديريت وجود ندارد. از ديدگاه اقتضايي، مديران با اين موضوع مواجه هستند كه كدام رويكرد مديريت در يك موقعيت مشخص مي تواند بيشتر مؤثر باشد.
سيستم هاي اطلاعاتي مديريت :(MIS)
سيستم هاي اطلاعاتي مديريت يكي از زير مجموعه هاي جديد مكتب كمي مديريت مي باشد. سيستم اطلاعاتي مديريت ، داده هاي گذشته و حال وبر نامه ريزي شده مربوط به منابع داخلي و خارجي را سازماندهي مي كند و به اطلاعات كاربردي تبديل مي كند و در دسترس كليه مديران رده هاي مختلف سازمان قرار مي دهد.
تئوري سيستم هاي مديريت
تئوري سيستم هاي مديريت تأثيري چشمگير بر علم مديريت داشته است. يك سيستم مجموعه اي از عناصر مربوط به هم است كه در درون خود، همچون يك مجموعه كل عمل مي كنند. سازمان به عنوان يك سيستم از چهار جزء تشكيل شده است:
داده ها: مواد يا منابع انساني
فرايندهاي تبديل و تغيير : فرايندهاي مديريتي و فن آوري
ستاده ها : كالاها يا خدمات
بازخورد: بازتاب محيطي
نظريه پردازان معاصر سيستم دريافتند تا چه قدر مي تواند مفيد باشد كه اثربخشي سازمان را براساس ميزان باز يا بسته بودن آن تجزيه و تحليل كنند. موارد زير مي توانند براي درك شما از رويكرد سيستم ها مهم باشند:
سازمانهايي كه تعامل كمتري با محيط خارجي دارند، بازخورد كمتري دريافت مي كنند و بنابراين سيستم بسته ناميده مي شوند.
يك سيستم باز ، در مقايسه، با يك سيستم بسته به طور دائم در تعامل با محيط اطراف خود است. بنابراين ، به خوبي با تغييرات اطراف خود و موقعيتش در ارتباط با اين تغييرات دمساز است.
يك زيرسيستم، خود يك سيستم و بخشي از يك سيستم بزرگ تر است.
انتروپي تمايل سيستم ها براي نابودي و از هم پاشيدگي در طول زمان است.
هم افزايي توانايي كل سيستم است براي همساني بيشتر از جمع بخش هاي آن.
مكتب كمي مديريت
در طول جنگ جهاني دوم، رياضي دانان- فيزيكدانان و ديگر دانشمندان گرد آمدند تا مسائل نظامي را حل كنند. مكتب كمي مديريت نتيجه تحقيقاتي بود كه در زمان جنگ جهاني دوم انجام گرفت.
مكتب كمي در مديريت شامل استفاده از روشهاي كمي مانند علم آمار، مدلهاي اطلاعاتي، شبيه سازي كامپيوتري براي بهبود در تصميم سازي است.
علم مديريت
مكتب علم مديريت براي حل و فصل مسائل مربوط به منازعات جهاني در امور جنگ پديدار گشت. امروزه اين ديدگاه مديران را تشويق مي كند تا با استفاده نمودن از رياضيات ، آمار و ساير روشهاي كمي تصميم گيري نمايند.
مديريت عملياتي
مديريت عملياتي شاخه كوچكي از رويكرد كمي مديريت است. تمركز اين روش بر مديريت فرايند مراحل شامل تبديل مواد، كارگر و سرمايه به سمت كالاها و خدمات مفيد است. برون دادهاي توليد مي تواند كالا و يا خدمات باشد.
ابراهام مازلو، يك روانشناس عملي، يكي از وسيع ترين تئوريهاي شناخته شده نيازهاي انساني را توسعه داد، يك تئوري انگيزشي بر پايه ملاحظات نيازهاي انساني. تئوري نيازهاي انساني او سه فرض در برداشت:
1- نيازهاي انساني هيچگاه كاملاً ارضا نمي شوند.
2- رفتار انساني هدف مند است و به طريق ارضاء نيازها برانگيخته مي شود.
3- نيازها مي توانند براساس سلسله مراتب اهميت ساختاري از پايين ترين تا بالاترين طبقه بندي شوند.
مازلو سلسله مراتب نيازها را در پنج حيطه مشخص دسته بندي كرد :
نيازهاي فيزيولوژيكي
نيازهاي ايمني
نيازهاي تعلق و عشق
نياز به احترام
نيازهاي خوديابي
داگلاس مك گريكور به طور جدي تحت تأثير مطالعات هاثورن و مازلو قرار گرفت. او معتقد بود كه اساساً دو نوع از مديران وجود دارند. يك نوع، مديران تئوري x كه يك ديدگاه منفي به كاركنان دارند و فرض مي كنند آن ها تنبل، غيرقابل اعتماد و نالايق در مسئوليت پذيري هستند. از طرف ديگر، مديران تئوري y فرض مي كنند كاركنان نه تنها قابل اعتماد و مسئوليت پذير هستند بلكه انگيزه بسيار بالائي دارند.
توسعه پذيرش مديريت كه تأكيد بر تمايل كاركنان به پذيرش مديران كه اختيار مشروع براي عمل داشتند، اعتباري ديگر يافت.
بارنارد فكر مي كرد چهار عامل بر تمايل كارمندان براي قبول اختيار تأثير مي گذارد:
1- كاركنان مي بايستي موضوع ارتباطات را خوب بفهمند.
2- كاركنان ارتباطات و صحبت هايي را مي پذيرند كه با اهداف سازمان سازگاري داشته باشد.
3- كاركنان اين احساس را داشته باشند كه اعمال آنها در راستاي نياز و تمايل ساير كاركنان است.
4- كاركنان اين احساس را داشته باشند كه آنها از نظر عقلي و جسمي قادر به اجراي دستور مي باشند.
همفكري و همدردي بارنارد به منظور درك نيازهاي كاركنان، موقعيتي براي او ايجاد كرد كه از او به عنوان پل ارتباطي مكتب رفتاري مديريت با ديگر مكاتب فكري، كه ظهور يافت، نام برده مي شود.
تئوري مديريت رفتاري
اصول مديريتي كه در دوره كلاسيك ها توسعه يافت، جوابگوي بسياري از موقعيت هاي مديريتي نبود و نمي توانست رفتار افراد شاغل را توضيح و تشريح نمايد. به طور مختصر، تئوري كلاسيك انگيزش و رفتار كارمند را ناديده مي گرفت. در نتيجه، مكتب رفتاري كه حاصل رشد طبيعي تفكر انقلابي و تجربي مديريت بود مطرح گرديد.
تئوري مديريت رفتاري غالباً جنبش روابط انساني ناميده مي شد زيرا به بعد رفتاري افراد در محيط كار توجه داشت. نظريه پردازان رفتاري معتقد بودند كه يك درك بهتر از رفتار انساني در محيط كار نظير انگيزش، تعارض، انتظارات و پويائي گروه، بهره وري را بهبود مي بخشد.
نتيجه كلي كه از مطالعات هاثورن گرفته شد اين بود كه روابط انساني و نيازهاي اجتماعي كارگران از جنبه هاي جدي مديريت تجاري است. اين اصل انگيزه انساني به تحولات و انقلابي كردن تئوريها و تجربيات مديريت كمك كرد.
مكتب كلاسيك اداري
در حالي كه مديريت علمي بر بهره وري فردي بيشتر تكيه داشت، مديريت اداري روي كل سازمان تمركز داشت. تأكيد بيشتر روي توسعه اصول مديريتي بود تا شيوه هاي كار.
مشاركت كنندگان اصلي اين مكتب تفكر شامل : ماكس وبر ، هنري فايول، مري پاركرفولت و چستر بارنارد مي باشندو نظريه پردازان اين سبك مديريت ،جريان اطلاعات در يك سازمان را مطالعه كردند و بر اهيمت و فهم عملكرد يك سازمان تأكيد داشتند.
وبر معتقد بود يك نظام ديوان سالار خصوصيات زير را دارد:
سلسله مراتب درست تعريف شده
تقسيم كار و تخصص گرائي
قانون ومقررات
روابط غير شخصي بين كارگران و مديران
صلاحيت و توان اجراي كار
ثبت فعاليت ها
هنري فايول، مهندس معدن فرانسوي، 14 مورد از اصول مديريت خود را كه براساس تجربيات شخصي وي بود، ارائه نمود.
تقسيم كار
اختيار و مسئوليت
انضباط
وحدت فرماندهي
وحدت دستورات
تقدم منافع عمومي بر منافع شخصي
دادن مزاياي شغلي
تمركز
زنجيره دستورات يا (محدوده اختيارات)
نظم
عدالت (برابري)
ثبات تصدي نيروي كار
ابتكار عمل
روحيه همكاري
مكاتب كلاسيك مديريت
اين مكتب تفكر از دو شاخه تشكيل گرديده است: كلاسيك علمي و كلاسيك اداري
مكتب كلاسيك علمي
شاخه كلاسيك علمي به دليل نياز رو به افزايش بهره وري و اثربخشي مطرح گرديد. تأكيد بر تلاش براي يافتن بهترين راه به منظور تحقق كار بيشتر از طريق آزمايش فرايند كار واقعي انجام پذيرفته و به وسيله ژرف نگري مهارتهاي كاري نيروي كار، انجام پذيرفت.
ريشه ي ايجاد مكتب كلاسيك مديريت به مشاركت اصلي چند نفر از جمله : فردريك تيلور، هنري گانت، فرانك و ليليان گيلبرت باز مي گردد.
اساس افكار مديريت علمي
توسعه ي روش هاي استاندارد جديد براي انجام هر كار
انتخاب، آموزش و توسعه ي كارگران به جاي آن كه به ايشان اجازه دهند خودشان كار مورد نظر را انتخاب كرده و به آموزش خود بپردازند.
توسعه ي روحيه همكاري بين كارگران و مديران تا ايشان اطمينان حاصل كنند كه كار براساس رويه هاي تدبيرشده انجام پذيرفته است.
تقسيم كار بين كارگران و مديران غالباً با سهم مساوي، هر گروه كاري كه متناسب با او بود انجام مي داد.
مهارت هاي لازم براي مديران
ý تكنيكي : اين مهارت، لزوم به كارگيري يك سري تخصص و خبرگي را براي انجام وظايفي مشخص، ايجاب مي نمايد.
ý انساني: اين مهارت توانايي كار خوب با ديگران با يك روحيه همكاري ايجاد مي نمايد. مهارت انساني روح اعتماد، اشتياق و روابط خالصانه بين اشخاص برقرار مي سازد.
· ادراكي: اين مهارت ناشي از توانايي تجزيه و تحليل و تفكر او مي باشد. مهارت هاي تحليلي ، مدير را قادر مي سازد كه مسائل را به اجزاء كوچك تفكيك كند و روابط بين آنها را بسنجد و تأثير هر مسئله را بر مسئله ديگر ارزيابي كند.
نقش هايي كه توسط مديران انجام مي گردد
« هنري مينزبرگ» در كتاب كلاسيك خود «ماهيت كار مديران» مجموعه اي ده نقش مديران را شرح مي دهد. اين نقش ها تحت سه عنوان خلاصه مي شود:
ý اطلاعاتي: اين نقش شامل تجزيه و تحليل اطلاعات به دست آمده مي باشد.
ý درون شخصي : اين نقش شامل تعامل با افراد است.
ý تصميمي : اين نقش شامل تصميم سازي است.
جدول (١-١) مجموعه نقش هاي ده گانه «مينزبرگ»
|
مقوله |
نقش |
فعاليت |
|
اطلاعاتي |
نظاره گري |
جستجو و دريافت اطلاعات ، بررسي عميق ماهنامه ها و گزارش ها، حفظ تماس شخصي با سهام داران |
|
اشاعه دهنده |
ارسال اطلاعات به اعضاء سازمان از طريق يادداشت، گزارش ها، مكالمات تلفني | |
|
سخنگويي |
انتقال اطلاعات به خارج از سازمان از طريق گزارشات، يادداشت ها و سخنراني ها | |
|
درون شخصي |
مقام تشريفاتي |
انجام وظايف تشريفاتي و سمبليك، نظير خوش آمدگويي و يا امضاي مدارك قانوني |
|
رهبر |
هدايت و برانگيختن زيردستان، مشاوره و ارتباط با زيردستان | |
|
ارتباط |
حفظ ارتباطات اطلاعاتي با درون و خارج سازمان از طريق نامه ، مكاملات تلفني و ملاقات ها | |
|
تصميمي |
كارآفريني |
ازائه پروژه هاي بهبود يافته، شناسايي ايده هاي جديد و تفويض مسئوليت ايده ها به ديگران |
|
حل و فصل اختلافات و مهاركردن اغتشاش ها |
اتخاذ تصميم صحيح و درست در زمان بحران و اختلاف، حل و فصل تضاد بين زيردستان، تطبيق با محيط | |
|
تخصيص منابع |
تصميم مبني بر اين كه چه كسي منابع را در اختيار بگيرد، تهيه بودجه، برنامه ريزي و تصميم در مورد اولويت ها | |
|
مذاكره |
نمايندگي از طرف سازمان در زمان مذاكره، اخذ قرارداد با اتحاديه ها، فروش ها، خريدها و بودجه بندي ها |
وظايف مديران
1- برنامه ريزي
2- سازمان دهي
3- كارگزيني
4- رهبري
5- كنترل
ý برنامه ريزي : اين مرحله شامل نقشه كشي دقيق نحوه رسيدن به هدفي مشخص است.
ý سازماندهي: تعيين مسئوليت هر فرد و اعطاء اختيار به ايشان دو جزء اصلي و مهم سازمان دهي مي باشد.
ý كارگزيني : تصميم گيري در خصوص استخدام، انتخاب، آموزش و توسعه ي مهارت كاركنان
ý رهبري: رهبري شامل ايجاد انگيزه، ارتباطات، راهنمايي و تشويق مي باشد.
ý كنترل: عكس العمل هاي لازم به منظور حصول اطمينان از در مسير واقعي قرار گرفتن برنامه ها را ، اتخاذ نمايد.
سطوح مديريت
1- سطح بالا: مديريان اين سطح اطمينان مي دهند كه اهداف اصلي عملكردي استقرار يافته و به ثمر رسيده است. عناوين معمول شغلي اين مديران بالا شامل مديريت اجرايي اصلي (CEO)، مديريت عملياتي اصلي(COO)، رئيس و قائم مقام رئيس مي باشد. مديران ارشد در قالب مديران اجرائي اند كه مسئوليت عملكرد كلي سازمان و يا يك قسمت مهم آن را بر عهده دارند.
2- سطح مياني : مديران رده مياني مسئول ارائه گزارش به مافوق خود هستند و مسئوليت بخش هاي مهمي يا قسمت هايي كه از واحدهاي كوچك تر تشكيل يافته را به عهده دارند.
3- سطح پايين: شغل اوليه مديريتي كه بيشتر افراد تصاحب مي كنند نوعاً پست مديريت رده اول صف مي باشد، همانند رهبر تيمي يا سرپرستي – شخصي كه مسئوليت واحد كوچكي متشكل از كارگران را به عهده دارد.
گرايش به پژوهش عملي
پژوهش عملي به مديريت اثر بخشتر عمليات كاري منجر ميشود؛ بدين ترتيب كه پژوهشگران اقتضايي ميكوشند تا يافتههاي خود را به ابزارها و پالايندههايي تبديل كنند تا مديران بتوانند با استفاده از ابزارها و پالايندههاي مذكور هر وضعيت را شناسايي كنند و با آن به طور اثربخشتري برخورد نمايند.
رهيافت مبتني بر تحليل چند متغيره
تحليل چند متغيره به منزلهي يك فن تحقيق، براي معين كردن چگونگي تلفيق متغيرهايي كه در تعامل با هم منجر به يك نتيجهي خاص ميشوند، به كار ميرود.
نقشهاي متفاوت مديريت
اساس نظريهي نقشهاي مديريتي آن است كه بايد با ملاحظهي آنچه مدير انجام ميدهد، فعاليتها يا نقشهاي وي را معين كرد. مدير براي انجام وظايف برنامهريزي، سازماندهي، هماهنگي و كنترل به فعاليتهاي گوناگوني ميپردازد.
نقشهاي مدير
نظريهي اقتضايي
نظريه پردازان سنتي
« بهترين راه » را براي فعاليت مديران در وضعينتهاي گوناگون، شناسايي كنند؛ رهيافت اقتضايي كه گاهي رهيافت وضعيتي نيز ناميده ميشود،
بر اجتناب از وضع اصول گراي مطلق تأكيد دارد.
عملكرد مدير در هر زمان، بايد با توجه به « موقعيت و مجموعه شرايط فعاليت وي » ارزيابي شود.
نگرش اقتضایی(نگرش موقعیتی)
اساس نگرش اقتضایی بر این استوار است که یک الگوی مدیریت برای همه موقعیتها به عنوان بهترین راه وجود ندارد.
متغیرهای اقتضایی:
1)الزامات محیط خارجی سازمان
2)فناوری
3)افرادی که برای سازمان کار میکنند
ديدگاه سيستم باز
يادگيري سازماني
موضوع يادگيري سازماني، در حدود دههي 1970 ميلادي مطرح شد كه توسط كتاب معروف پيتر سنج تحت عنوان اصل پنجم موجب شهرت وتوسعهي تفكر سيستم باز و يادگيري سازماني شد. نظريهي يادگيري سازماني، سازمان را به مثابه يك « سيستم باز صاحب انديشه و زنده » در نظر ميگيرد.
« مجموعههاي پيچيده غير قابل پيشبيني » يا نظريهي آشوب
نظريهي آشوب نيز همانند نظريهي يادگيري سازماني، بر تأثير « بازخورد حاصل از ارزيابي محيط » بر سيستمهاي سازماني تأكيد ميكند.
طرفداران نظريهي آشوب بر اين باورند كه در ميان الگوهاي « رفتار ظاهراً تصادفي » پديدههاي مختلف – از سيستمهاي هواشناسي گرفته تا سازمانها و بازارهاي بورس – نوعي نظم وجود دارد.
نخستين ديدگاه سيستمي
چستربارنارد نويسندهي كتاب « وظايف مدير عالي اجرايي » بر اين باور است كه تحقق همكاري در سازمان، به وجود سه عامل زير بستگي دارد كه اگر يكي از اين سه عامل در يك سازمان وجود نداشته باشند يا مستقل از هم باشند، ديگر سازماني باقي نخواهد ماند:
رهيافتهاي سيستمي و اقتضايي به مديريت
هیچ مدل یا نظریه وجود ندارد که بتوان آن را در همه شرایط و وضعیت ها به کار برد
جنگلی از نظریات مدیریت
نگرش سیستمی:
این نگرش تقریبا از سال 1960 به بعد در مدیریت مرسوم شد . طرفداران این نظریه معتقدند که نگرش سیستمی بهترین طریق برای وحدت بخشیدن مفاهیم و نظریههای مدیریت و دستیابی به نظریهای جامع است.
نظريهي سيستمي
سازمان را به منزلهي يك كل نظام يافته در نظر گرفت.
به شناخت « خرده سيستمها »،
« سيستم اصلي » و
« ابر سيستم پيچيده محيط بر سازمان » كمك ميكند.
عناصر کلیدی در نگرش سیستمی:
تعریف سیستم
سیستمهای فرعی
سیستمهای باز و بسته
مرز سیستم
همافزایی
جریان
بازخورد
تعریف سیستم:
مجموعه ای از اجزاست که با ارتباط و پیوند متقابل یک کل واحد را تشکیل میدهند و نقش معینی ایفا میکنند.
سیستمهای فرعی:
اجزایی که کل سیستم را میسازند سیستمهای فرعی مینامند.
سیستمهای باز و بسته:
سیستمی که با محیط اطراف خود کنش متقابل داشته باشد سیستم باز نامیده میشود.
سیستمی که با محیط اطراف خود کنش متقابل نداشته باشد سیستم بسته نامیده میشود.
مرز سیستم:
هر سیستمی مرزی دارد که آن را از محیط اطرافش جدا میکند.
بازخورد:
کلید نظارت سیستم است و برای حفظ تعادل پویای سیستم ضروری است.
همافزایی:
یعنی اینکه هر مجموعه بزرگتر از اجزای تشکیل دهنده آن است.
رهيافتهاي كمي به مديريت
استفاده از روشهاي رياضي براي بهبود تصميم گيري در مديريت
كاربردهاي علم مديريت
نهضت روابط انسانی مبلغ اندیشههای زیر شد
1)حرمت و شان انسان باید در محیط کار احیا شود.
2)هدفهای کارکنان باید درجهت رفاه کارکنان باشد.
3)در مدیریت و تصمیمگیری از مشارکت گروهی افراد استفاده شود.
4)با تغییر در ساختار سازمان امکان آزادی عمل و ابتکار داده شود.
5)اهمیت و جایگاه گروهها در محیط کار بدرستی شناخته شود.
نظريهي نيازهاي انساني (1908-1970)
اصل منسجم بودن وجود انسان
نظريهي X و نظريهي Y (1906-1964)
مديران بايد توجه بيشتري به نيازهاي اجتماعي و خودشكوفايي افراد در محيط كار داشته باشند.
اگر نگرش مدير مبتني بر مفروضات نظريهي
باشد، با كاركنان خود نيز با همان نگرش رفتار خواهد كرد؛
نظريهي شخصيت و سازمان
« شخصيت و سازمان»،
برخي از اقدامها و فعاليتهايي كه بويژه تحت تأثير رهيافتهاي سنتي مديريت انجام ميپذيرند،
با شخصيت افراد بالغ ناسازگارند.
رهيافتهاي منابع انساني به مديريت
در سال 1920 ميلادي مقارن با دوران ركود اقتصادي بزرگ در غرب، بررسي نقش« توجه به عامل انساني در محيط كار »، در سير تكوين نظريههاي مديريت مطرح شد.
رهيافت منابع انساني بر اين باور استوار است
كه انسانها اجتماعي و خودشكوفايند
. فرد در محيط كار در جستجوي ارضاء روابط اجتماعي است
، به فشار گروهي پاسخ ميدهد
و مترصد خودشكوفايي است.
نظريهي روابط انساني ( مطالعات هاثورن)
در اين نظريه تلاش ميشد با بهبود روشها و ابزارهاي انجام كار، كارآيي بيشتري در كار به دست آيد.
نتیجهگیری از مطالعات هاثورن:
1)انسانها اساسا بوسیله نیازهای اجتماعی برانگیخته میشوند.
2)انسانها از فشار اجتماعی گروه همکاران بیشتر از تشویق و کنترل متاثر میشوند.
3)انسانها به همان اندازه که مدیریت سازمان به ارضای نیازهای اجتماعی میپردازند نسبت به آن پاسخگو و متعهدند.
نظريهي بوروكراسي
بوروكراسي يعني شكل سازماني مطلوبي كه به طور منطقي طراحي گردد، بسيار كارآ باشد، از اصول منطق و نظم پيروي كند، و بر مبناي اختيار مشروع بنا نهاده شود.
چند ويژگي مهم از نظريهي بوروكراسي
هنري فايول مدير حرفهاي، دانشمند و نويسندهي فرانسوي مكتب مبتني بر «اصول علم اداره » (مكتب اصول گرايي در مديريت را مطرح كرد. فايول كل سازمان را در قالب پيكرهاي واحد تصور ميكرد و فعاليتهاي آن را به شش دستهي قابل تقسيم ميدانست:
1 فني و توليدي 2) بازرگاني و مبادله
3) مالي و بهينه سازي 4) ايمني و حفاظت از اموال و افراد
5) وظايف مديريتي 6) حسابداري و تعيين وضعيت مالي
اصول علم اداره ( نظريهي فراگرد مديريت)
14اصل براي بهبود مديريت سازمان و انجام وظايف مديريت
رهيافتهاي سنتي به مديريت
مديريت علمي
« بهتر آن است كه هدف اصلي مديريت، به حداكثر رساندن كاميابي كارفرما و كارمند باشد».
تيلور بر ضرورت علمي كردن فعاليتهاي هر شغل و تدوين قوانين حركت براي انجام آن تأكيد داشت.
شعار مدیریت علمی
انتخاب بهترین روش برای انجام هر کار
اصول مديريت علمي
برخي درسهاي عملي حاصل از مديريت علمي
سیر تحول اندیشه های مدیریت
رهيافتهاي عمده در سير تكوين نظريههاي سازمان و مديريت
به طور كلي، رهيافتهاي سنتي بر اين فرض استوارند
كه افراد با انگيزههاي مادي به كار ميپردازند
فرصتهاي فراهم شده براي خود را به طور منطقي بررسي ميكنند
براي به حداكثر رساندن منافع شخصي، به هر اقدامي دست ميزنند.
در مجموعهي رهيافتهاي سنتي به مديريت، سه شاخهي اصلي مطرح ميشود كه عبارتند از: