مدیریت ورهبری (26)

 

انواع سيستم ها :

سيستم هاي باز و بسته

سيستم بسته سيستمي است كه با محيط خود به تعادل ثابت(استاتيك) رسيده باشد.

در مديريت، سيستم بسته شامل مكتب كلاسيك مي شود و از آنجا كه سازمان هاي مبتني بر اصول    « مديريت علمي» بيش از آنكه در ارتباط با محيط خود و عوامل انساني باشند، به عوامل فيزيكي و آنهم عوامل فيزيكي داخل سازمان توجه دارندو نيز از آنجايي كه شروع و خاتمه فعاليت هاي افراد، نوع، تعداد و ساعات كار آنها در شرح وظايف به صورت خشك و انعطاف ناپذيرطبقه بندي و تنظيم شده است، واژه سيستم هاي بسته در مورد آنها به كار مي رود. هرچند اين واژه به صورت نسبي در اين سازمان ها مفهوم پيدا مي كند و مفهوم مطلق آن در مديريت و به طور كلي در علوم انساني مصداق ندارند.

سيستم باز، سيستمي است كه با محيط خود به يك تعادل پويا (ديناميك) رسيده باشد. بدين ترتيب كه از تغييرات محيط متأثر شده و خود نيز روي محيط اثر مي گذارد و تعادل آن پيوسته در حال تغيير است و از يك تعادل به تعادل جديدي مي رسد.

در سيستم هاي باز به دليل ارتباط دائم با محيط خود تمايل به نظم وجود دارد و سيستم در حال رشد است كه علت آن جذب آنتروپي منفي از محيط، از طريق تبادل ماده، انرژي و اطلاعات مي باشد.

 

خصوصيات مشترك و مهم سيستم ها

كليه سيستم ها، داراي خصوصيات مهم و مشتركي هستند كه آشنايي با آنها براي شناخت و كنترل سازمان هاي اجتماعي و فعاليت مربوط به آنها راهنماي مؤثري است.

1-    داده ها

هر سيستمي براي ادامه موجوديت خود، چيزهاي مختلفي از محيط پيرامون خويش مي گيرد. به عنوان مثال يك مدرسه، از طريق آموزش وپرورش مقداري بودجه تأمين مي كند، تعدادي از كودكان و نوجوانان مربوط به خانواده هاي گوناگون را مي پذيرد و آموزگاران دروس مورد نياز را از محيط جذب مي نمايند. تمامي اينها، داده هاي اين مدرسه را تشكيل مي دهند.

2-    فرايند

فرايند، معرف يك يا دسته اي از فعل وانفعالات است كه به منظور تبديل داده ها به بازداده ها انجام مي گيرد. در مثال مدرسه، تمام داده ها مثل دانش آموز، آموزگار، بودجه و تجهيزات به خاطر عمل آموزش به كار مي رود. فرايند همان تغييراتي است كه در محصلين انجام مي شود و به موجب آن، آنچه را كه قبلاَ نمي دانستند ياد مي گيرند.

3-بازداده ها

داده هاي سيستم، پس از انجام فعل و انفعالاتي كه روي آنها صورت گرفت و يا تغييراتي كه در آنها به وجود آمد، به شكلهاي گوناگون خارج مي گردند كه در اين حالت بازداده ها ناميده مي شوند. در مثال مدرسه، بازداده ها همان كودكاني مي باشند كه باسواد شده اند و در بيمارستان بيماراني كه بهبود يافته اند يا احياناً فوت كرده اند.(آلفرد کورزیبسکی.1933) (ماری پارکرفالت 1930) (جستربارنارد1938)

مدیریت ورهبری (25)

ديدگاه اقتضايي

با وجود اين كه تغييرات زيادي در محيط رخ داده است ولي سازمان هامثل هم يا همانند نيستند. اگر سازمان ها را مشابه هم بدانند و با آنها به صورت يكسان عمل كنندمسائل و مشكلات زيادي به وجود خواهد آمد.

اقتضايي به معني اين است كه يك چيز به چيزهاي ديگر وابسته است، يا اين كه ويژگي يك سازمان به كل موقعيت بستگي دارد. چيزي كه در يك محيط مؤثر واقع مي شود، در محيط ديگري نمي تواند مؤثر واقع شود. راه منحصر به فردي كه بهترين باشد وجود ندارد. معني تئوري اقتضايي اين است:‌« آن بستگي دارد.»(فیدلر ولارنس ولورج1967)

 

 

مدیریت ورهبری (24)

نمودار مقايسه الگوي سازماني نوگرا با پسانوگرا(مدرن با پست مدرن)

نوگرا(مدرن )

متغيرهاي محتوايي

پسانوگرا(پست مدرن)

با ثبات

پول، ساختمان،ماشين آلات

تكراري

بزرگ

رشد،كارايي

موجوديت كاركنان يك امر قطعي تلقي مي شود

محيط

شكل سرمايه

تكنولوژي

اندازه

هدف ها

فرهنگ

متشنج

اطلاعات

غير تكراري

كوچك يا متوسط

يادگيري،اثربخشي

تفويض اختيار به كاركنان

نوگرا(مدرن )

ره آوردهاي سازماني

پسانوگرا(پست مدرن)

خشك و متمركز

مرزهاي مشخص

خودكامه

رسمي،مكتوب

ديوان سالار

مديران

پدر سالار

ساختار

 

رهبري

ارتباطات

كنترل

برنامه ريزي و تصميم گيري

اصول راهنما

انعطاف پذير و غيرمتمركز

مرزهاي پراكنده(نامشخص)

رهبري خدمتگذار

غيررسمي، شفاهي

غير متمركز،خودكنترلي

همگاني

مساوات و برابري

مدیریت ورهبری (23)

الگوي سازماني پست مدرن (پسانوگرايي)

عوامل محيطي در زمان كنوني به سرعت در حال تغيير و تحول اند، رقابت در سطح جهان مطر-ح است، نيروي كار ناهمگون مي باشد، مسائل اخلاقي به شدت مطرح اند، تكنولوژي و سيستم هاي ارتباطي به سرعت پيشرفت مي كنند، مديريت به جاي اينكه درباره بهره وري و گاهي استثمار كاركنان بينديشد در انديشه عوامل زيست محيطي است و مي خواهد به روش طبيعي عمل نمايد كه در اين ميان انتظارات كاركنان تغيير يافته و درصدد رشد شخصي و حرفه اي خود برآمده اند و چون گذشته به فكر سود و پول نيستند بلكه به فرصت هاي حاصل در سازمان جهت رشد شخصي اهميت قائل اند در چنين شرايطي است كه سازمان ها بايد واكنش هاي متفاوتي نسبت به افراد و عوامل محيط از خود نشان دهند.

مديران فردا بايد سازمان هايي را طرح ريزي كنند كه بتوانند در برابر تغييرات سريع جهاني واكنش مناسب از خود نشان دهند.

در سازمان ها در واكنش نسبت به تغييراتي كه در جامعه رخ مي دهد تغييرات عمده اي در حال رخ دادن است. در نمودار زير اين تغييرات نشان داده شده است و سازمان ها از وضعيت « نوين يا مدرن » به سوي « الگوي سازماني پسانوگرايي يا پست مدرن » پيش مي روند.

يك الگو (حوزه تفكر غالب) عبارت است از يك مجموعه ذهني يا فكري مشترك كه بيانگر راهي اساسي يا بنيادي از شيوه انديشيدن، پنداشت، برداشت يا درك از جهان است. نوع درك و باور فرد مسير رفتار او را تعيين مي كند. در جامعه كنوني كه سرعت تغييرات سرسام آور شده است، شيوه هاي انديشيدن و درك دستخوش دگرگوني و تحول شده و اين پديده موجب تغيير در رفتارهايي شده است كه در سازمان ها رخ مي دهد.

 

مدیریت ورهبری (22)

اهميت سازمان

سازمان ها به شكل هاي مختلف در اطراف ما وجود دارند . ولي نقش سازمان چيست؟ چرا سازمان اهميت دارد؟ در نمودار زير هفت دليل در مورد اهميت سازمان براي فرد و جامعه ارائه شده است.

1-     اهميت سازمان براي دستيابي به هدف ها و نتيجه هاي مورد نظر، منابع لازم را تهيه و تأمين كند.

2-     كالاها و خدمات را به صورتي كارا و با راندماني بالا توليد و ارائه كند.

3-     نوآوري را تشويق و تسهيل نمايد.

4-     از كامپيوتر و تكنولوژي هاي نوين استفاده كند.

5-     خود را با عوامل محيطي در حال تغيير وفق دهد و بر آنها اعمال نفوذ كند.

6-     به آنچه موردنظر مالكان، مشتريان و كاركنان شركت است ارج نهد و بر ارزش آنها بيفزايد.

7-     بكوشد تا با چالش هاي حاصل از ناهمگوني نيروي كار دست و پنجه نرم كند، مسائل اخلاقي را رعايت نمايد و موجب انگيزش، تشويق و هماهنگي كاركنان شود.