اصول مدیریت 194
نظريه دو عاملي هرزبرگ
« فردريك هرز برگ» چارچوب ديگري را براي فهم دلالت ها و اشارات انگيزشي محيط كار پيشنهاد مي كند. « هرزبرگ» در تئوري دو عاملي خود، دو مجموعه از عوامل را كه بر انگيزش در محيط كاري تأثير مي گذارد، مشخص نمود:
عوامل بهداشتي شامل حقوق، امنيت شغلي، شرايط كاري، سياست هاي سازماني و كيفيت فني سرپرستي است.
عوامل ارضا كننده يا برانگيزاننده شامل مواردي مانند: مسئوليت ، تفوق ، فرصتهاي رشد و احساس شناخت كه اينها عامل اصلي رضايت شغلي و انگيزش هستند.
تئوري (يي، آر،جي ) « آلدرفر»
Existence, Relatedness, Growth Needs (ERG)
تئوري « كليتون آلدرفر» يا تئوري ئي،آر، جي (زيستي – وابسته بودن- رشد) براساس تئوري نيازهاي سلسله مراتب « مازلو» بنيان گرديده است. براي شروع نظريه اش، «آلدرفر» نيازهاي پنج گانه ي مازلو را در سه مقوله سطح بندي كرد:
نيازهاي زيستي شامل تمايلاتي براي سلامتي مادي و فيزيولوژيكي هستند. ( براساس مدل مازلو، نيازهاي زيستي شامل نيازهاي ايمني و فيزيولوژيكي هستند)
نيازهاي وابسته بودن، تمايلات است براي ارضاي روابط درون شخصي (براساس مدل مازلو، وابسته بودن مطابقت با نيازهاي اجتماعي دارد)
نيازهاي رشد تمايلاتي براي تداوم رشد فيزيولوژيكي و پيشرفت هستند(براساس مدل مازلو، نيازهاي رشد شامل نيازهاي احترام و خوديابي مي باشد)
تئوري نيازهاي اكتسابي « مك كللند»
تئوري نيازهاي اكتسابي « مك كللند» مشخص مي سازند كه هر شخص براي نيازهاي خود، اولويت بنديهاي متفاوتي دارد. او همچنين معتقد است كه افراد با اين نيازها به دنيا نمي آيند، بلكه آنها در واقع از طريق تجربيات زندگي كسب مي نمايند.« مك كللند» سه مورد از نيازها را مشخص مي سازد:
· نياز براي تفوق كشش به سوي برتري است.
· نياز براي قدرت تمايلي است كه باعث مي شود ديگران به طريقي كه گريزي غير از آن ندارند رفتار كنند.
· نياز براي همبستگي تمايل براي دوستي و مودت است. روابط نزديك درون شخصي و اجتناب از تعارض.