ضرورت چهارچوب نظری (تئوریک )و اهمیت آن درپژوهش
ضرورت چهارچوب نظری (تئوریک )و اهمیت آن درپژوهش
پس از اجرای مصاحبه ها، تکمیل بررسی پیشینه و تعریف مسأله، پژوهشگر آماده است که چهارچوب نظری را پدید آورد. چهارچوب نظری یک الگوی مفهومی است مبنی بر روابط تئوریک میان شماری از عواملی که در مورد مسأله پژوهش با اهمیت تشخیص داده شده اند. این نظریه با بررسی سوابق پژوهشی در قلمرو مسأله به گونه ای منطقی جریان پیدا می کند. در آمیختن باورهای منطقی محقق با پژوهشهای انتشار یافته به منظور ایجاد پایه علمی برای بررسی مسأله مورد تحقیق جایگاه اساسی دارد. به طور خلاصه چهارچوب نظری از پیوندهای درونی میان متغیرهایی که سرانجام درپویایی موقعیت مورد بررسی نقش دارند گفت و گو می کند. پدیدآوردن چنین چهارچوب مفهومی به ما کمک می کند تا روابط خاصی را در نظر بگیریم و آنها را بیازماییم و درک خود را در زمینه پویایی های موقعتیتی که قرار است پژوهش در آن صورت گیرد بهبود بخشیم.
سپس می توانیم از محل این چهارچوب نظری فرضیه های آزمون پذیری را پدید آوریم تا ببینیم نظریه تدوین شده تا چه اندازه معتبر است . از این رو روابط مفروض را می توان به یاری تحلیلهای آمار مناسب آزمود. با آزمون و تکرار یافته ها نیز بر استحکام و صحت پژوهش خود می افزاییم. بدین گونه است که چهارچوب نظری بنیان تمام تحقیق را تشکیل می دهد. حتی اگر چه فرضیه های آزمون پذیر الزاماً پدید نیاید(مثلاً در برخی پروژه های پژوهش کاربردی) ایجاد یک چهارچوب نظری خوب برای بررسی مسأله موردنظر نقش اساسی دارد.
از آنجا که چهارچوب نظری بنیان مفهومی را برای پیشبرد پژوهش به دست می دهد و چون چهارچوب نظری چیزی نیست جز تعیین شبکه روابط موجود میان متغیرهای مرتبط با یک مسأله ، پس لازم است بدانیم متغیر چیست و انواع آن کدام است.
متغیرها
متغیر شامل هر چیزی است که بتواند ارزش های گوناگون و متفاوت بپذیرد. این ارزشها می تواند در زمانهای مختلف برای یک شخص یا یک چیز متفاوت باشد یا اینکه در یک زمان برای اشخاص یا چیزهای مختلف تفاوت داشته باشد.
انواع متغیرها
در این فصل به چهار نوع متغیر اصلی می پردازیم:
1- متغیر وابسته ( یا متغیر ملاک )
2- متغیر مستقل ( یا متغیر پیش بین )
3- متغیر تعدیل کننده
4- متغیر مداخله گر