رفتار سازماني
مدير بهعنوان تحليلگر:
اگر مديران بتوانند درك درستي از روابط علت و معلولي در سازمان ها داشته باشند، تصميمات مؤثرتري اتخاذ ميكنند.
ديدگاه نوين مديريت:
مديريت عموماً از سه بعد:
- فني
- ادراكي
- انساني، مورد توجه قرار ميگيرد.
بعد فني، شامل مهارتهاي مديران در كابرد فنون، روشها و دانش است.
- بعد انساني مديريت، قدرت تشخيص و توانايي كار با مردم و بهوسيلة آنهاست.
- بعد ادراكي، شناخت پيچيدگي كلسازمان و انجام دادن امور در جهت تحقق هدفهاي سازمان ميباشد.
گرايش رفتار سازماني:
لاريكا منيگز مشخصههاي رفتار سازماني را به شرح زير بيان ميكند:
- مشكلات در چارچوب علت و معلول مطرح ميشوند.
- اين رشته، گرايش به تغيير دارد كه براي سازمان و كاركنان آن مطلوب است.
- اين رشته به نحو مشخص ماهيت انساني دارد و بدين جهت سعي در رشد فردي، بهبود شخصي، و خوديابي انسانها ميكند.
- اين رشته كاربردي است.
- و ... بالاخره اين رشته، دانش مبتني بر واقعيت را در معرض ديد قرار ميدهد.
ـ مطالعه رفتار مانند هر مطالعهاي بايد بهصورت علمي انجام شود، به همين جهت براي سير در آغاز و تكوين حوزة رفتار سازماني به جنبشهاي «مديريت علمي» و «روابط انساني» اشاره ميكنيم. زيرا اين دو گرايش علمي مطالعة مديريت هستند كه نظرية نوين رفتار سازماني از آنها نتيجه ميشود.
مكتب مديريت علمي:
با كار «فردريك وينسلو تيلور» در مطالعة زمان و حركت «در شركت فولاد ميدويل» آغاز شد، كه نظريه تيلور به سادگي بيان ميدارد كه:
- جهت تعيين روش بهينه انجام دادن هر كار فيزيكي، بايد آن را بهصورت علمي ملاحظه نمود.
- با آموزش چگونگي انجام دادن كارها به كارگران، بهرهوري را بالا برد.
- كارگران بايد مشتاق اين آموزشها باشند، زيرا آنان را در انجام دادن بهتر كارها ياري ميدهد.
جنبش روابط انساني:
دومين مكتب ياريدهنده در رسيدن به نظريه رفتار سازماني و در بسياري موارد بنيان تفكرات امروزي ما را در مديريت پايهريزي كرد.
از نظر تاريخي مهمترين عوامل ايجاد اين جنبش:
1) ركود اقتصادي، 2) جنبش كارگري، 3) مطالعات هاثورن.
اولين تحقيق هاثورن، تأثير درجههاي مختلف نور را بر توليد، بهطور تجربي بررسي كرد، كه اين آزمايشات شامل:
آزمايشهاي نور
آزمايشهاي اطاق رله
آزمايش اطاق سيمپيچي
نتيجه مطالعات هاثورن:
اين آزمايشها بدون ترديد اساس نگرش رفتاري مديريت را تشكيل ميدهد و پژوهشگران نتيجه گرفتند كه در رفتار كاركنان و بهرهوري، عوامل اجتماعي نقش مهمتري از عوامل مادي و اقتصادي ايفا ميكنند.
تاريخچه،طبيعت و حيطة رفتار سازماني
تعريف رفتار سازماني:
رفتار سازماني كه به اختصار (organizational Behavior) OB گفته ميشود، رشتهاي از مطالعات است كه تأثير افراد، گروهها و ساختار سازماني را بر رفتاركاركنان در سازمانها مورد مطالعه قرار ميدهد.
رفتار سازماني علت رفتار افراد در سازمانها را به طريق علمي مطالعه ميكند.
تاريخچه،طبيعت و حيطة رفتار سازماني
سه پايه اصلي رفتار سازماني:
1) خود
2) گروه
3) سازمان
تاريخچه،طبيعت و حيطة رفتار سازماني
سازمانها از افراد تشكيل شده كه انگيزهها، طرز تلقيها و ارزشهاي آنها را منعكس مينمايد. بهعلاوه سازمانها زندگي خودشان را مستقل از افراد دارند. ولي تأثير وجود اعضاي خود را از طريق سياستها، فرهنگ و ساختار رسمي نشان ميدهند.
تاريخچه،طبيعت و حيطة رفتار سازماني
مدلهاي مطالعه رفتار در سازمان:
- مدلهاي توصيفي
- مدلهاي پيشبيني
- مدلهاي تجويزي
تاريخچه،طبيعت و حيطة رفتار سازماني
مدلهاي توصيفي: در اين مدلها مشاهدهكننده، رفتار متغيرهاي تحت مطالعه را توصيف ميكند، اما دربارة درست يا غلط بودن آنچه اتفاق ميافتد و يا علت وقايع قضاوتي نميكند. توصيفي ميتواند در اشكال كيفي (مطالعات ورودي) و يا در اشكال كمّي (تجزيه و تحليل آماري) باشد.
تاريخچه،طبيعت و حيطة رفتار سازماني
مدلهاي پيشبيني: اين مدلها روابط علت و معلول در سازمانها را بررسي ميكنند.
مدلهاي تجويزي: دربارة يك مشكل بخصوص، مدل تجويزي به شخص ميگويد چه كارهايي را انجام بدهد. بيانيههاي تجويزي، دانش مناسبي را از شرايط و روابط علت و معلول هر سيستم دارند.
تاريخچه،طبيعت و حيطة رفتار سازماني
حيطه رفتار سازماني:
رفتار سازماني مطالعة علمي چرايي رفتار افراد در سازمانها با تمركز روي رفتار فرد و گروه دريافت سازماني است.
عليرغم تفاوت ميان «رفتار سازماني» و «مديريت» در شرايطي ممكن است اين دو واژه، به جاي يكديگر بكار روند بهويژه هنگام مطالعه سازمانها.
تاريخچه،طبيعت و حيطة رفتار سازماني
ارتباط رفتار سازماني با ديگر رشتهها:
در شكل زير در واژههاي بسيار كلي روابط و تأكيدهاي رفتار سازماني (OB) و رشتههاي مرتبط تئوري سازمان (OT)، بهبود سازمان (OD) و منابع انساني/ كاركنان (P/HR) را نشان ميدهد.
تاريخچه،طبيعت و حيطة رفتار سازماني
نظري
كاربردي
كلان خرد
همانگونه كه ملاحظه ميشود رفتار سازماني بيشتر تمايل دارد كه محوري نظري باشد و در سطح خرد تحليل شود.
رفتار سازماني
(OB)
منابع انساني/ كاركنان
(P/HR)
بهبود و بازسازي سازمان
(OD)
تئوري سزمان
(OT)
گرايشهاي رفتار سازماني
ديدگاههاي مشخص علوم رفتاري:
- نگرش شناختي
- نگرش رفتارگرايي
- نگرش يادگيري اجتماعي
چارچوب شناختي:
اين نگرش بيش از ساير ديدگاهها به انسان اهميت ميدهد. نگرش شناختي روي جنبههاي مثبت رفتار و آزادي اراده انسان تأكيد دارد و مفاهيمي از قبيل: انتظار، تقاضا و مشوق را مورد استفاده قرار ميدهد.
چارچوب رفتارگرايي:
با رفتار قابل مشاهده و مقتضيات محيلي سروكار دارد. دانشمندان اين نگرش:
الف) رفتارگرايان كلاسيك: رفتار را در قالب محرك ـ پاسخ توصيف ميكنند.
ب) رفتارگرايان نوين: تأكيد بيشتري روي پيامدهاي اقتضايي يا روي پاسخ ـ محرك دارند.
نگرش رفتارگرايي بر تأثير محيط پايهگذاري شده است و اعتقاد دارد كه فرايندهاي شناختي مانند تفكرات، انتظارات، و ادراك نقشي در رفتار بازي نميكنند.
چارچوب يادگيري اجتماعي:
اين نگرش تأكيد دارد كه فرد، محيط، و رفتار پيوسته در تعامل با يكديگرند و متقابلاً يكديگر را تعيين ميكنند. اين نگرش از بهم پيوستگي عناصر شناختي و رفتاري تشكيل شده و بهعنوان يك چارچوب نظري رفتار سازماني در اين كتاب بكار ميرود. و نگرش يادگيري اجتماعي، نگرشي رفتاري است كه رفتار را واحد مناسبي براي تجزيه و تحليل ميداند.
چارچوب رفتار سازماني:
رفتار سازماني داراي اين مزيت است كه رشتهاي نسبتاً جوان و در حال رشد ميباشد كه داراي خصوصيات ميانرشته است. اغلب نويسندگان گرايش انسانشناختي را به رفتار سازماني نسبت ميدهند.
اهداف چارچوب نظري رفتار سازماني درك، پيشبيني و كنترل رفتار انسانها در سازمانهاست. اگر سه هدف بالا توسط يك چارچوب نظري رفتار سازماني تحقق يابند، هر دو گرايش شناختي و رفتاري اهميت حياتي پيدا ميكنند. هم عوامل علّي دروني كه شناختيمحورند و هم عوامل محيطي بيروني كه رفتاريمدارند اهميت دارند.