مديريت استراتژيك
كوئين استراتژي را چنين تعريف كرد : ( استراتژي عبارت است از الگو يا طرحي كه هدفها ، سياستها و زنجيره هاي عملياتي سازمان را در قالب يك كل به هم پيوسته با يكيگر تركيب مي كند.)
تعريف استراتژي فرايند مديريتآنسف استراتژي را چنين تعريف نمود :
استراتژي برداشت جامعي است در جهت مسئوليت خطير و روزافزون مديريت عمومي كه به موجب آن سازمان در ارتباط با محيط حركت مي كند و جايگاه خود را طوري تعيين مي كند كه موفقيت سازمان تامين گردد.عوامل اصلي تشكيل دهنده استراتژي فرايند مديريت
انديشه هاي استراتژيكي بايستي بطور مداوم واقعيتهاي تحول و دگرگوني امروزي را به حساب بياورد.
اين محاسبه و ارزش نهادن بر تحولات روزمره نه تنها شامل تحولات و دگرگونيهاي محتمل در آينده ، دورتر و حتي سالهاي بعد هم مي باشد.جايگاه هدف و سياست در استراتژي فرايند مديريت
ممكن است طرق مختلف وجود داشته باشد كه بنابر امكانات و محدوديتها و شرايط حاكم بر وضعيت شركت مشخص مي شود و اين رسيدن به هدف را سياست مي نامند.
استراتژي در واقع مسير هدف را تعيين مي كند و سياست طريق دستيابي بر هدف را مشخص مي كند .جايگاه هدف و سياست در استراتژي فرايند مديريت
استراتژي از 3 عنصر تشكيل مي شود : هدف ، سياست و ابزار.
هدفهاي موردي و موضعي در استراتژي مانع از انتخاب يك سياست ( مسير دستيابي ) صحيح گشته و موجب هدر رفتن امكانات مي شود.
جايگاه هدف و سياست در استراتژي فرايند مديريت
سياست مبين چگونگي دستيابي بر اهداف خصوصاً هدف نهايي است كه در استراتژي بيان مي شود.
هر سياست سه وجه مشخص دارد :
اهداف ، محدوديتها يا فشارها امكانات و منابعجايگاه هدف و سياست در استراتژي فرايند مديريت
اهداف در واقع زير مجموعه هدف استراتژي مي باشند و از آن تبعيت مي نمايند. محدوديتها يا فشارها مبين حدود مسير و حركت و مشخص كننده نوع عواملي هستند كه در چگونگي مسير حركت موثر هستند و امكانات يا منابع بيانگر توان حركت و چگونگي دستيابي بر اهداف مي باشند.
ابزار فرايند مديريت
ابزار وسايل اجرايي سياستها و تحقق اهداف يا هدف استراتژي مي باشد. ابزار در حقيقت صور اجراي سياست و يا تحقق هدف استراتژي را مشخص مي كنند چه به صورت قانون مصوب و چه به صورت ضوابط اجرايي ، لذا ابزار شكل و مراحل تحقق يك سياست را مشخص مي نمايد.
استراتژي و تاكتيك فرايند مديريتبه عبارت ديگر استراتژي چارچوب و قالبي است كه تاكتيكها در درون آن چارچوب تعريف مي شود ، تاكتيك بر مبناي استراتژي تعيين و تعريف مي شود.
تاكتيكها صف بنديهايي هستند كوتاه مدت ، انطباقي : عملي و تعاملي كه نيروهاي متقابل ، آنها را براي دستيابي به هدفهاي محدود به كار مي گيرند.فرايند طراحي مديريت استراتژيك فرايند مديريت
ديويد در سال 1990 مدلي ارائه مي كند كه مديريت استراتژيك را به طور كلي فرايندي سه مرحله اي تعريف كرده است.
گام اول : تدوين استراتژي
گام دوم : اجراي استراتژي
گام سوم : ارزيابي استراتژيفرايند طراحي مديريت استراتژيك فرايند مديريت
گام اول :
سازمان در تدوين استراتژي بايستي ابتدا اهداف ، ماموريتها رسالت جاري و استراتژي جاري سازمان را با توجه به نقاط قوت و ضعف دروني سازمان مورد بررسي قرار دهد و با يك شناخت دقيق وضعيت موجود را تبيين كند.فرايند طراحي مديريت استراتژيك فرايند مديريت
گام دوم :
استراتژي قابل اجراست كه منابع براي اجراي آن وجود داشته باشد ، استراتژي بر اساس منابع موجود جنبه اجرايي پيدا مي كند.
فرايند طراحي مديريت استراتژيك فرايند مديريت
گام سوم :
ارزيابي استراتژي در اين مرحله با استفاده از يك نظام اطلاعاتي فعال اجراي استراتژي را در مقايسه با اهداف مورد ارزيابي قرار داده و با رفع ابهامات استراتژي را به جلو هدايت مي نمايد.فرايند طراحي مديريت استراتژيك فرايند مديريت
مدل مديريت استراتژيك فرايند مديريت
ارتباط تنگاتنگ و متقابل بين نظام برنامه ريزي و ساير نظامهاي مديريتي
فرايند تصميم گيري استراتژيك فرايند مديريت
مدير در فرايند تدوين ، طراحي ، اجرا ، ارزيابي مديريت استراتژيك با پديده تصميم گيري استراتژيك رو به رو است ، تصميم گيري استراتژيك تدبيري براي رسيدن به هدفهاي نهايي سازمان است.فرايند تصميم گيري استراتژيك فرايند مديريت
جان ديوئي به اين نتيجه رسيد كه حل مسئله مستلزم چهار مرحله مختلف است :
1. جرياني كه تصميم گيرنده را متوجه مسئله مي نمايد.
2. نوع مسئله ، ابعاد و ويژگيهاي آن مورد بررسي قرارگرفته ، شناسايي مي شود.
فرايند طراحي مديريت استراتژيك فرايند مديريت
3. جستجو براي يافتن راه حلهاي مختلف مسئله آغاز مي گردد.
4. عواقب ناشي از انتخاب و بكاربستن هر راه حل ، مورد بررسي قرارگرفته و بر اساس اين ارزيابي ، مناسبترين راه حل به مورد اجرا گذاشته مي شود.