مفاهيم پايه اي ريسك
مفاهيم پايه اي ريسك
بسياري از پروژه ها كه فرض مي شود تحت كنترل هستند، با ريسك به عنوان رخدادي شناخته نشده روبرو گرديده و كوشش مي كنند آن را كنترل كنند. اكثر پروژه ها چنين رخدادهايي را به خوبي از سر رد مي كنند. ولي با يك تلاش جامع مديريت ريسك ، يارويدادهاي ريسك قبل از وقوع آنها شناسايي و كنترل مي گردند و يا برنامه اي تهيه مي شود كه در زمان وقوع اين رويدادها با آنها مقابله كند.
بادرنظر گرفتن اين مفاهيم پايه اي ، امكان مقابله با ريسك به وجود مي آيد. لذا ابتدابايد نسبت به شناسايي ريسك هاي محتمل پروژه اقدام كرد. اين كار با دسته بندي ساختاركارها و با پرسش چندسوال از خود و يا اعضاي گروه پروژه ، امكان پذير است . مثلا درموقع نياز به منبعي "يا منابعي " كه در دسترس نيستند چه اتفاقي خواهد افتاد؟ اگر كنترلي در مورد مولفه اي كه بر پروژه اثرگذار است ، نداشته باشيم ، چه اتفاقي مي افتد؟ بدترين سناريو چيست ؟ چه چيزي باعث آن مي گردد؟ چه قدر وقوع اين اتفاق محتمل است ؟عواقب آن چيست ؟
ممكن است سوالهاي ديگري نيز به ذهن شما خطور كند كه البته اين سوالها سرآغازخوبي است كه شما را در مسير درست هدايت كند. هرچيزي كه به مغز شما خطورمي كند فهرست كنيد، سپس در مرحله بعد، تعيين كنيد كه آيا نياز به مقابله و پيشگيري ريسك است و يا بايستي تا زمان وقوع آن صبر كرد. اگر ريسك ها را مشخص كنيد وتصميم بگيريد كه هيچ عملي نبايد انجام گيرد باز بهتر از آن است كه آنها را شناسايي نكرده باشيد.
پس از اين مرحله تمام ريسك هاي شناسايي شده را كمي كنيد. ابتدا ريسك ها رادسته بندي و سپس احتمال وقوع هر ريسك را تعيين كنيد.
براي تخصيص مقادير احتمالي به ريسك ها از مقادير پيشنهادي زير مي توانيد استفاده كنيد:
قريب الوقوع = 85%
بالا = 85%
محتـــــمل = 60%
يامتوسط = 50%
ممــــــكن = 40%
پايين = 15%
غيرمحتـمل = 15%
اكنون احتمال وقوع هرريسك قابل محاسبه است . راه ديگر، نسبت دادن درصد وزني به هريك از ريسك ها است . مشكل اصلي اين روش آن است كه همواره داده هاي تجربي به اندازه كافي در دسترس نيستند تا اين كار به دقت انجام گيرد.
در اين روش معمولا افراد باتجربه اي مبادرت به اين كار مي كنند كه تجارب جامعي ازانواع رويدادها در پروژه هاي مختلف كسب كرده اند. مجموع درصدهاي تخصيصي به رويدادها بايستي 100 باشد.
در مرحله بعد به هرريسك ، يك مقدار نسبت دهيد. اين مقدار مي تواند در صورت نياز برحسب هزينه و يا زمان باشد. به عنوان مثال اگر هدف تعيين زمان اتمام پروژه است ،هر ايده اي در مورد مدت زمان فعاليتها مي تواند يك سناريو ريسك محسوب شود.
در اين مرحله مي توان مقدار حقيقي ريسك را با محاسبه حاصلضرب مقاديرتخصيص داده شده به ريسك و احتمال وقوع آن به دست آورد و باتوجه به نتايج حاصل ،مي توان نسبت به انجام عملي يا به تعويق انداختن آن تصميم گيري كرد.
بسياري از پروژه ها كه فرض مي شود تحت كنترل هستند، با ريسك به عنوان رخدادي شناخته نشده روبرو گرديده و كوشش مي كنند آن را كنترل كنند. اكثر پروژه ها چنين رخدادهايي را به خوبي از سر رد مي كنند. ولي با يك تلاش جامع مديريت ريسك ، يارويدادهاي ريسك قبل از وقوع آنها شناسايي و كنترل مي گردند و يا برنامه اي تهيه مي شود كه در زمان وقوع اين رويدادها با آنها مقابله كند.
بادرنظر گرفتن اين مفاهيم پايه اي ، امكان مقابله با ريسك به وجود مي آيد. لذا ابتدابايد نسبت به شناسايي ريسك هاي محتمل پروژه اقدام كرد. اين كار با دسته بندي ساختاركارها و با پرسش چندسوال از خود و يا اعضاي گروه پروژه ، امكان پذير است . مثلا درموقع نياز به منبعي "يا منابعي " كه در دسترس نيستند چه اتفاقي خواهد افتاد؟ اگر كنترلي در مورد مولفه اي كه بر پروژه اثرگذار است ، نداشته باشيم ، چه اتفاقي مي افتد؟ بدترين سناريو چيست ؟ چه چيزي باعث آن مي گردد؟ چه قدر وقوع اين اتفاق محتمل است ؟عواقب آن چيست ؟
ممكن است سوالهاي ديگري نيز به ذهن شما خطور كند كه البته اين سوالها سرآغازخوبي است كه شما را در مسير درست هدايت كند. هرچيزي كه به مغز شما خطورمي كند فهرست كنيد، سپس در مرحله بعد، تعيين كنيد كه آيا نياز به مقابله و پيشگيري ريسك است و يا بايستي تا زمان وقوع آن صبر كرد. اگر ريسك ها را مشخص كنيد وتصميم بگيريد كه هيچ عملي نبايد انجام گيرد باز بهتر از آن است كه آنها را شناسايي نكرده باشيد.
پس از اين مرحله تمام ريسك هاي شناسايي شده را كمي كنيد. ابتدا ريسك ها رادسته بندي و سپس احتمال وقوع هر ريسك را تعيين كنيد.
براي تخصيص مقادير احتمالي به ريسك ها از مقادير پيشنهادي زير مي توانيد استفاده كنيد:
قريب الوقوع = 85%
بالا = 85%
محتـــــمل = 60%
يامتوسط = 50%
ممــــــكن = 40%
پايين = 15%
غيرمحتـمل = 15%
اكنون احتمال وقوع هرريسك قابل محاسبه است . راه ديگر، نسبت دادن درصد وزني به هريك از ريسك ها است . مشكل اصلي اين روش آن است كه همواره داده هاي تجربي به اندازه كافي در دسترس نيستند تا اين كار به دقت انجام گيرد.
در اين روش معمولا افراد باتجربه اي مبادرت به اين كار مي كنند كه تجارب جامعي ازانواع رويدادها در پروژه هاي مختلف كسب كرده اند. مجموع درصدهاي تخصيصي به رويدادها بايستي 100 باشد.
در مرحله بعد به هرريسك ، يك مقدار نسبت دهيد. اين مقدار مي تواند در صورت نياز برحسب هزينه و يا زمان باشد. به عنوان مثال اگر هدف تعيين زمان اتمام پروژه است ،هر ايده اي در مورد مدت زمان فعاليتها مي تواند يك سناريو ريسك محسوب شود.
در اين مرحله مي توان مقدار حقيقي ريسك را با محاسبه حاصلضرب مقاديرتخصيص داده شده به ريسك و احتمال وقوع آن به دست آورد و باتوجه به نتايج حاصل ،مي توان نسبت به انجام عملي يا به تعويق انداختن آن تصميم گيري كرد.
+ نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 10:4 توسط دکتر حسین حاتمی
|