کارآفرینی (4)
انواع كارآفرينان
n كارآفرين (مستقل) : فردي كه مسوُليت اوليه وي جمع آوري منابع لازم براي شروع كسب و كار است و يا كسي كه منابع لازم براي شروع و يا رشد كسب و كاري را بسيج مي نمايد و تمركز او بر نواوري و توسعه فرآیند، محصول يا خدمات جديد مي باشد. به عبارت ديگر ، كارآفرين فردي است كه يك شركت را ايجاد و اداره مي كند و هدف اصلي اش سود آوري و رشد است . مشخصه اصلي يك كارآفرين ، نوآوري مي باشد.
n كارآفرين شركتي : كارآفريني شركتي به مفهوم تعهد شركت به ايجاد و معرفي محصولات جديد و نظام هاي سازماني نوين است.
کارآفرینی سازمانی
تفاوت های آشکار که نتیجه سال ها تجارب بین مدیریت بر مبنای هدف شکل گرفته براساس خواست سازمان و مدیریت کارآفرینانه که مبنای شخصیت گرایی منحصر بفردو همراه با دست آوردهای نواندیشی و نوآوری همراه بوده است باعث گردید تا سازمانهای بزرگ و بنام که سالها براساس مدیریت مبتنی بر هدف MBO ، مدیریت مبتنی بر اقتضاء و نهایتآ مدیریت مبنی براستراتژی سازمانی اداره می شدند ، تغییر رویه داده و با استفاده از الگوبرداری قیاسی ، سعی در توسعه رفتارهای کارآفرینانه در مدیریت حوزه های استراتژیک سازمان های خود بنمایند . این حوزه را اصطلاحآ حوزه های استراتژیک درآمد زا می نامند .
n كارآفرين سازماني: كسي است كه تحت حمايت يك شركت ، محصولات ، فعاليتها و تكنولوژي جديد را كشف و به بهره داري مي رساند.
كارآفريني : فرآينــدي است كه منجر به ايجــاد رضايتمندي و يا تقاضاي جديد ميگردد.كارآفريني عبارتسـت از فرآیندايجـاد ارزش از راه تشكيل مجموعهُ منحصر به فردي از منابع به منظور بهره گيري از فرصتها
n كارآفريني سازماني : فرآيندي است كه در ان محصولات يا فرآیندهاي نوآوري شده از طريق القاء و ايجاد فرهنگ كارآفرينانه در يك سازمان از قبل تاُسيس شده ، به ظهـور مي رسند.به تعريفــي ديگر : فعاليتهـاي كارآفرينانـه فعاليت هايي است كه از منابـع و حمـايت سازماني به منظور دستيابي به نتايج نـوآورانه برخـوردار مي باشد.
مدل چند بعدي
ويليام گارتنروي چهار عنصر فرد ؛ محيط ؛ سازمان و فرآیندرا در ايجاديك
شركت نوپا دخيل دانست و آنها را به ترتيب ذيل با يكديگر
مرتبط دانست كه اين روابط در تصوير 3-6 نشان داده شده
است ( گارتنر ؛ 1985 ؛ ص 706-696 )
افراد
نياز به توفيق
مركز كنترل
تمايل به مخاطره پذيري
رضايت شغلي
سابقه كار
والدين كارآفرين
سن
تحصيلات
سازمان
رهبري در هزينه ها
تمايز
كالا يا خدمات جديد
رقابت موازي
ورود با استفاده از امتيازمخصوص
انتقال جغرافيائي
كسري عرضه
استفاده از منابع هدررفته
قرارداد با مشتري
تبديل شدن به منبع دوم عرضه
سرمايه گذاريهاي مشترك
اخذ پروانه كار
فرصتهاي بكر بازار
فروش سهام بخش ( يا اداره )
خريد مطلوب توسط دولت
تغيير قوانين و مقررات دولتي
فرایند
فرصت تجاري را تعيين مي كند
منابع را جمع آوري مي كند
براي كالاها وخدمات بازاريابي مي كند
محصولات را توليد مي كند
سازمان را بوجود مي آورد
به دولت و جامعه واكنش نشان مي دهد
محيط
قابليت دسترسي به سرمايه
حضور كارآفرينان مجرب
نيروي كار ماهر از لحاظ فني
قابليت دسترسي به عرضه كنندگان
قابليت دسترسي به مشتريان يا بازارهاي جديد
تاثيرات دولت
نزديكي دانشگاهها
قابليت دسترسي به زمين يا تسهيلات
قابليت دسترسي به حمل و نقل
طرز تفكر مردم منطقه
قابليت دسترسي به خدمات حمايتي
شرايط زندگي
تفكيك شغلي و صنعتي زياد
درصد بالاي مهاجران جديد در جمعيت
زمينه صنعتي وسيع
نواحي شهري با وسعت زياد
قابليت دسترسي به منابع مالي
موانع ورود
رقابت درميان رقيبان موجود
فشار ناشي از كالاهاي جانشيني
قدرت چانه زني خريداران
قدرت چانه زني عرضه كنندگان