اصول مدیریت 106
رويكردهاي كلاسيك
دوره مابين سالهاي اواسط قرن نوزدهم تا اوايل دهه 1950 ميلادي را ميتوان دوره كلاسيك دانست. از مهمترين رويكردهاي متولدشده در اين دوره ميتوان به مديريت سيستماتيك, مديريت علمي, مديريت اجرايي (يا اداري), مبحث روابط انساني, و ديوانسالاري (تشريفات اداري) اشاره كرد.
الف. مديريت سيستماتيك: در طول قرن نوزدهم, رشد كسبوكارهاي آمريكايي بر محور ساخت و توليد متمركز بود. در همين راستا:
1. اكثر وظايف سازماني تقسيم شده و توسط افراد متخصص انجام ميشدند.
2. در رويكرد سيستماتيك تلاش شد تا با تدوين رويهها و فرآيندهاي بسيار مشخص براي امور, هماهنگي كارها تصمين گردد. براي برآوردن اين هدف:
الف. وظايف و مسؤوليتها به صورت دقيق و كامل تعريف ميشدند.
ب. فنون استانداردشدهاي براي انجام وظايف در نظر گرفته شد.
ج. ابزارهاي خاصي براي جمعآوري, بكارگيري, انتقال و تحليل اطلاعات ابداع شد.
د. براي تسهيل هماهنگي و ارتباطات داخلي, سيستمهاي حسابرسي هزينه, حقوق و كنترل توليد ايجاد شدند.
ب. مديريت علمي: دومين رويكرد مديريتي را فردريك تيلور ابداع كرد كه آن را به نام مديريت علمي ميشناسيم. اين رويكرد مدعي بكارگيري روشهاي علمي در تحليل كارها و تعيين نحوه انجام و تكميل وظايف توليد به صورت كارآمد است. تيلور چهار اصل را براي مديريت علمي برشمرد:
1. مديريت بايد براي هر بخش از كار افراد, رويكردي دقيق و علمي را خلق كند تا بتوان اصول راهنماي كلي و صريحي را جايگزين آنها نمود (چيزي نامشخص و به صورت ضمني باقي نماند).
2. مديريت بايد افراد را به صورت علمي انتخاب كرده, آموزش داده و آماده كار نمايد بطوريكه هر شخصي دقيقاً شغل مناسب خود را داشته باشد.
3. مديريت بايد بهگونهاي با كاركنان همكاري و همياري نمايد كه بتوان از هماهنگي مشاغل با طرحها و اصول, اطمينان حاصل نمود.
4. مديريت بايد تضمين نمايد كه كار و مسؤوليت كاركنان و مديران, به طور مساوي تقسيم شده است.
ج. مديريت اجرايي (اداري): رويكرد مديريت اجرايي بر غلبه نگاه مديران ارشد در كل سازمان تاكيد دارد و مدعي است مديريت, يك حرفه است و قابل آموزش است. هنري فايول, يك مهندس معدن و مدير اجرايي فرانسوي, كتابي را منتشر كرد كه در آن به شرح تجربيات مديريتي خود پرداخت. فايول, 5 كاركرد و 14 اصل براي مديريت برشمرد. اين 5 كاركرد عبارتند از: برنامهريزي, سازماندهي, فرماندهي, هماهنگسازي, و كنترل.
چهارده اصل مديريتي فايول بدين شرحاند:
1. تقسيم كار: كارها را به وظايف تخصصي تقسيم نموده و مسؤوليتها را به افراد مشخصي واگذار نماييد.
2. تفويض اختيار: مسؤوليت و اختيار را با هم واگذار نماييد.
3. انتظام: انتظارات را به طور شفاف مشخص نموده و متخلفان را مجازات نماييد.
4. وحدت فرماندهي: بايد هر كارگر يا كارمندي فقط و فقط به يك مدير (ناظر) مرتبط گردد.
5. وحدت سمتوسو: بايد تمامي امور كاركنان بر كسب اهداف سازماني متمركز باشند.
6. هضم نفع شخصي در نفع جمعي: بايد منافع عمومي (جمعي) رجحان داشته باشند.
7. پاداش: بايد به صورت سيستماتيك از اقدامات و فعاليتهاي همسو با جهت سازمان, تقدير نمود.
8. تمركزگرايي: بايد اهميت نقشهاي ارشديت و زيردستي (فرمانبرداري) مشخص گردد.
9. سلسلهمراتب: ارتباطات را از طريق زنجيره (نردبان) فرماندهي دنبال نماييد.
10. نظم: مشاغل و اصول كاري را بهگونهاي مناسب سروسامان دهيد, چون پشتيبان حركت و سمتوسوي سازمان هستند.
11. برابري: وجود اصول و نظم عادلانه و منصفانه باعث افزايش مشاركت كاركنان ميشود.
12. امنيت شغلي: وفاداري و عمر خدمت كاركنان را افزايش دهيد.
13. ابتكار عمل: كاركنان را بهگونهاي تشويق كنيد كه خودشان در راستاي مقاصد سازمان عمل نمايند.
14. روح كار گروهي: يكپارچگي بين منافع و علايق كاركنان و مديران را ارتقا دهيد.