تدريس

تدريس، مهمترين وظيفه معلمان. كاري بسيار پيچيده و دشوار است كه اثربخشي آن منوط به در نظر گرفتن عوامل بسياري است. صاحبنظران فرايند تدريس را به وسيه مدلهاي مختلفي نشان داده اند. رايجترين اين مدلها از سه قسمت مجزاي برنامه ريزي، اجرا و ارزشيابي تشكيل يافته است

 

 

آرمسترانگ، دنتون و ساويج(1978) يك مدل پنج مرحله اي را براي وظيفه تدريس پيشنهاد كرده اند كه مراحل آن عبارت است از :‌

1-     مشخص كردن اهداف عملكرد

2-    شناخت دانش آموزان

3-    انتخاب روشهاي آموزشي

4-    ايجاد تعامل با دانش آموزان

5-    ارزشيابي اثربخشي آموزش

 

راهنماي آموزشي

براي اينكه بيشتر روشن كنيم راهنمايان آموزشي چه وظايفي در مدارس بر عهده دارند لازم است پست آنان را از نظر سازماني مشخص كنيم. در سازمانها، مديران صفي به افرادي اطلاق مي شود كه براي دستوردهي، تصميم گيري و استفاده از منابع اختيارات رسمي و قانوني دارند؛ در حالي كه مديران و كاركنان ستادي فاقد چنين اختياراتي هستند.

در مدارس، پست مديريتي يك پست صفي محسوب مي شود؛ از اين رو، مديران مدارس داراي قدرت دستوردهي و تصميم گيري در مورد زيردستانش هستند. در مقايسه، نظارت و راهنمايي در مدارس يك پست ستادي است و وظيفه اصلي راهنمايان آموزشي ارائه خدمات مشاوره اي و تخصصي به معلمان در زمينه آموزش و يادگيري است. حال اگر مدير مدرسه اي به نظارت و راهنمايي معلمان بپردازد در وظيفه اي ستادي شركت كرده است.

 

تضاد بين مديران مدارس و راهنمايان آموزشي

اغلب در مدارس، مديران و راهنمايان آموزشي براي كسب احترام حرفه اي بين معلمان با هم تعارض پيدا مي كنند. اين تعارض از ارزشها و علايق شخصي آنان ناشي نمي شود بلكه بيشتر به دليل دو نقش متفاوت و در عين حال متداخلي است كه درمدرسه وجود دارد. راهنمايان آموزشي عمدتاً فعاليتهايي را انجام مي دهند كه به اصلاح فرايند تدريس و يادگيري منجر مي شود. نقش مديران انجام تمام وظايفي است كه به اداره منسجم و يكپارچه مدارس منتهي مي شود، و در نهايت بايد به اجراي برنامه ها و خط مشيهاي مصوب، منطبق با اهداف مدرسه مبادرت كنند. راهنمايان آموزشي با اتكا بر دانش، تجربه، تخصص و مهارت خود وظيفه آموزشي مدير را در مدرسه تكميل كرده، از طريق كار مداوم با معلمان در تحقق اهداف مدرسه به مديران كمك مي كنند.

 

منابع اختيار راهنمايان آموزشي

روابط مبتني بر اختيار جزء لاينفك سازمان مدرسه است. روابط بين مدير مدرسه و معلم، راهنماي آموزشي ومعلم، مدير و راهنماي آموزشي، معلم و دانش آموز، و مدير و دانش آموز تحت تأثير مفهوم اختيار شكل مي گيرد و كاركنان مدرسه تحت تأثير آن نسبت به اختيار واكنش نشان مي دهند. اختيار در مدرسه با اجبار يا قدرت قهري توأم نيست و دستورها و رهنمودها با اعمال فشار انجام نمي گيرد. معمولاً معلمان دو معيار مهم اختيار در مدرسه را با طيب خاطر مي پذيرند: اول، اطاعت داوطلبانه از دستورهاي قانوني و مشروع؛ دوم، صرف نظر كردن از معيارهاي شخصي براي پذيرفتن دستورهاي قانوني

اختيار رسمي ناشي از ارزشهايي است كه به صورت سازماني در پستها، قوانين و مقررات متجلي     مي شود و اختيار غيررسمي ناشي از هنجارها و ارزشهاي مشتركي است كه به صورت خودجوش در گروه كاري پديدار مي گردد.

راهنمايان آموزشي در مدرسه بيشتر به اختيار غيررسمي خود متكي هستند؛ زيرا داراي ويژگيهاي مديران صف نيستند. تقريباً همه صاحبنظران نظارت و راهنمايي معتقدند راهنمايان آموزشي در صورتي كه بتوانند از اختيار غيررسمي به بهترين وجه استفاده كنند در كارشان موفق خواهند شد

. سرجيوواني و استارات براي فعاليتهاي نظارت و راهنمايي آموزشي پنج منبع اختيار بدين شرح قائل شده اند:‌

1-     اختيار ديوانسالارانه :‌

اختيار ديوانسالارانه بر سلسله مراتب سازمان، قوانين و مقررات ، دستورها و احكام، شرح وظايف، و انتظارات سازماني و قانوني صريح و روشن از نقش معلمان متكي است.

2-    اختيار شخصي :

اين نوع اختيار غالباً‌به صورت رهبري معلمان، استفاده از پاداشها براي ايجاد انگيزه در معلمان، مهارت در روابط انساني و روابط متقابل نمود پيدا مي كند.

3-    اختيار فني منطقي(عقلايي)

اين نوع اختيار براساس عقل و منطق و تحقيقات علمي در تعليم و تربيت استوار است. وقتي كه فعاليتهاي نظارت و راهنمايي آموزشي ناشي از اختيار فني منطقي است از معلمان انتظار مي رود كه نسبت به آنچه حقيقت تلقي مي شود واكنش مناسب نشان دهند. براساس اين نوع اختيار سعي مي شود كه با استفاده از تحقيقات علمي بهترين روش تدريس و نظارت و راهنمايي مشخص شود و زماني كه بهترين روش تدريس مشخص شد بايد به معلمان آموزش داده شود كه چگونه براساس يافته هاي تحقيق آن روش را به كار ببرند.

4-    اختيار حرفه اي

اين اختيار معمولاً به صورت دانش و تجربه در زمينه نظارت و راهنمايي و تخصصي شخصي معلمان نمود پيدا مي كند. در اين نوع اختيار بر تخصص معلمان بسيار تأكيد مي شود ومعلمان متخصص همواره در فرايند آموزش و يادگيري بيشترين اهميت را دارا هستند.

 

5-    اختيار اخلاقي

اين اختيار به صورت تعهدات و وظايف نشأت گرفته از ارزشها، عقايد، و آرمانهايي است كه معلمان در آن نقش بسياري دارند. زماني كه اختيار اخلاقي منشأ كار و فعاليت معلمان قرار مي گيرد. مدارس جوامعي تلقي مي شوند كه در آنها ارزشها، باورها و تعهدات مشتركي وجود دارد و معلمان از آنها پيروي مي كنند.