نظارت و راهنمايي آموزشی(30)
انتظارات معلم
انتظارات معلم اغلب در رفتار دانش آموز بويژه در پيشرفت تحصيلي او نقش مهمي دارد. در مورد اينكه چگونه انتظارات معلم به دانش آموزان منتقل مي شود چنين مي گويند:
1- معلم انتظار عملكرد خاصي را از دانش آموزان مختلف دارد .
2- اين انتظارات، باعث مي شود معلم با دانش آموزان مختلف به طور متفاوتي رفتار كند.
3- دانش آموزان هم به طور متفاوتي واكنش نشان مي دهند؛ زيرا با آنان به طور متفاوتي رفتار مي شود.
4- هنگام واكنش دانش آموزان نسبت به رفتار معلم، هر دانش آموز رفتاري را نشان مي دهد كه انتظارات خاص معلم را از او تكميل و تقويت مي كند.
5- بنابراين، عملكرد تحصيلي بعضي از دانش آموزان توأم با تغييراتي در جهت انتظارات معلم دچار افت خواهد شد. دانش آموزاني كه معلم انتظارات بالايي از آنان دارد تمايل دارند به سطوح بالاتري از پيشرفت دست پيدا كنند و پيشرفت دانش آموزاني كه معلم انتظارات پاييني از آنان دارد كاهش خواهد يافت.
6- پس از مدت زماني، تأثيرات اين انتظارات درآزمونهاي پيشرفت تحصيلي متجلي خواهدشد و اين نظريه پيشگويي كامبخش را مورد تأييد قرار مي دهد.
گود و بروفي با مروري بر تحقيقات بعضي از روشهايي را كه در آنها معلمان انتظارات پاييني را به دانش آموزان منتقل مي كنند بدين شرح بيان كرده اند:
1- معلمان به دانش آموزاني كه پيشرفت تحصيلي زيادي دارند براي پاسخگويي به سؤالات وقت بيشتري مي دهند تا به دانش آموزاني كه پيشرفت تحصيلي كمي دارند.
2- معلمان اغلب نسبت به پاسخهاي غلط دانش آموزاني كه پيشرفت تحصيلي كمي دارند با بيان پاسخ سؤال يا فراخواندن دانش آموز ديگر براي پاسخگوئي واكنش نشان مي دهند، اما در مورد دانش آموزاني كه پيشرفت تحصيلي زيادي دارند چنين كاري نمي كنند.
3- بعضي اوقات معلمان دانش آموزاني را كه پيشرفت تحصيلي كمي دارند با وجود دادن پاسخهاي نادرست مورد تشويق قرار مي دهند و ضعف آنان را تشديد مي كنند.
4- معلمان از دانش آموزاني كه پيشرفت تحصيلي كمي دارند بيشتر انتقاد مي كنند و كمتر آنان را مورد تشويق و تقدير قرار مي دهند تا دانش آموزاني كه پيشرفت تحصيلي زيادي دارند؛ يعني عملي كه احتمالاً رفتار خطرپذيري و قوه ابتكار و پيشگام بودن را كاهش مي دهد. حتي وقتي دانش آموزاني كه پيشرفت تحصيلي كمي دارند به سؤال درست پاسخ مي دهند كمتر از دانش آموزاني كه پيشرفت تحصيلي زيادي دارند، مورد تشويق قرار مي گيرند.
5- بعضي اوقات معلمان نسبت به پاسخهاي دانش آموزاني كه پيشرفت تحصيلي كمي دارند بي اعتنا هستند و حتي در مواردي كه پاسخهاي آنان صحيح است، بدون تأييد اين پاسخها از دانش آموزان ديگر جواب سؤال را مي پرسند؛ عملي كه باعث مي شود دانش آموز در مورد نا كافي بودن پاسخ سؤال شك كند.
6- معلمان به دانش آموزاني كه پيشرفت تحصيلي كمي دارند كمتر توجه مي كنند، بازخوردهاي مختصرتري كه حاوي اطلاعات كمتري است به سؤالات آنان مي دهند و وقت كمتري را با آنان صرف مي كنند؛ در حالي كه به دانش آموزاني كه پيشرفت تحصيلي زيادي دارند بيشتر محبت و توجه دارند.
7- معلمان اغلب تمايل دارند از دانش آموزاني كه پيشرفت تحصيلي زيادي دارند بيشتر سؤال كنند و بيشتر آنان را مورد مخاطب قرار دهند تا دانش آموزاني كه پيشرفت تحصيلي كمي دارند.
8- معلمان در قبال دانش آموزاني كه پيشرفت تحصيلي زياد يا كمي دارند الگوهاي تعاملي متفاوتي اتخاذ مي كنند. درحقيقت ، الگوهاي تماس بين معلمان و دانش آموزان با سطوح پيشرفت تحصيلي زياد يا كم متفاوت است. برخي از دانش آموزاني كه پيشرفت تحصيلي كمي دارند روابط خصوصي تري با معلمانشان برقرار مي كنند كه ممكن است اين جلسات حاكي از عدم شايستگي آنان باشد.
9- معلمان اغلب دانش آموزاني را كه پيشرفت تحصيلي كمي دارند. در كلاس دورتر از خود مي نشانند.
10-معلمان احتمالاً به چنين دانش آموزاني آزمونهاي ساده تري مي دهند و جواب سؤالات را نيز به نحوي در اختيار آنان مي گذارند يا از آنان انتظار ندارند كه تكاليف و تمرينهايشان را انجام دهند.
انتظارات مدرسه و اثربخشي معلم
امروزه مدارس با تمام توان سعي مي كنند با ايجاد زمينه و جو مناسبي اثربخشي تدريس معلمان خود را افزايش دهند. جو كلاس درس با جو مدرسه بي ارتباط نيست؛ بنابراين،آنچه در محيط مدرسه اتفاق مي افتد بر معلم، دانش آموز و عملكرد آنان تأثير مي گذارد و آنچه بين مدير مدرسه،راهنماي آموزشي و معلم روي مي دهد نيز بر عملكرد كلاسي مؤثر است. مديران و راهنمايان آموزشي بايد بدانند معلمانشان در چه صورتي، تحت چه شرايطي و با چه ويژگيهاي فردي و سازماني اي قادرند در تدريسشان اثربخش باشند. از نظر سازماني، مديران مدارس بايد معيارهاي بالايي را براي عملكرد معلمان در نظر بگيرند و سپس در دستيابي به اين معيارها به آنان كمك كنند.
شواهد علمي و تجربي نشان داده است كه عوامل ذيل در آمادگي معلم براي اثربخشي در تدريس مؤثر است؛ معلم بايد:
1- قصد خدمت به آموزش و پرورش را داشته باشد.
2- با هدفهاي آموزش و پرورش آشنا باشد و در جهت نيل به آنها تلاش كند.
3- به كارش علاقه مند و خوشبين باشد.
4- به تعهدات خود در قبال رسيدن به هدفهاي مدرسه پايبند باشد.
5- بر موضوعي كه تدريس مي كند تسلط داشته باشد.
6- براي انجام دادن فعاليتهاي كلاسي( چه در كلاس درس و چه در خارج آن ) وقت كافي بگذارد.
7- در سازماندهي و مديريت كلاس درس مهارت داشته باشد.
8- در تهيه مواد و منابع درسي، شيوه ارائه درس، كنترل كلاسي و ارتباطات كلاسي قائل به نوعي فلسفه تعليم و تربيت باشد.
9- از روشهاي پربازده متناسب با سطح كلاس، و نيز از علايق دانش آموزان و تجربيات يادگيري آنان استفاده كند.
10-براي ايجاد جوي باز، صميمي، تشويق كننده، مشاركت جويانه و اعتماد آميز در كلاس جد و جهد كند.
11- از وضعيت تحصيلي، تفاوتها، نيازها، انتظارات، علايق، استعدادها، مهارتها و موانع و مشكلات خاص دانش آموزان مطلع باشد و بنا به ضرورت در هر مورد تدابير راهگشايي اتخاذ كند.
12- آن چنان روحيه مسئوليت پذيري در قبال انجام وظايف و تكاليف درسي و كلاسي را توسعه بخشد كه دانش آموزان همواره براي پيشرفت تحصيلي خود متعهد ئ پاسخگو باقي بمانند.
13- از كارت يا پرونده خلاصه وضعيت تحصيلي دانش آموز براي اطلاع رساني به والدين استفاده كند(والدين بايد هر ماه از عملكرد فرزندانشان در مدارس آگاه شوند.)
14- در قبال نتايج كلاسي (عملكرد معلم و دانش آموزان ) پاسخگو باشد.
15- با ديگر معلمان، مدرسه، بويژه گروه آموزشي تخصصي خود، تشريك مساعي حرفه اي داشته باشد.
16- با راهنماي آموزشي و مدير مدرسه يك مثلث آموزشي، با راهنماي آموزشي يا مدير مدرسه و والدين يك مثلث ارتباطي و اطلاع رساني و سرانجام با راهنماي آموزشي و ديگر مشاوران و متخصصان مدرسه يك مثلث تخصصي و حرفه اي تشكيل دهد. هدف، ايجاد هماهنگي بين همه نظامهاي رفتاري مدرسه براي كسب پيشرفت تحصيلي بالاي دانش آموزان است.
17- به طور مداوم در حال مطالعه و تحقيق باشد. خودآموزي با هدف و رشد حرفه اي، و مطالعه و تحقيق انفرادي يا گروهي و استفاده از نتايج تحقيقات در كلاس درس از وظايف عادي معلمان است.
18- به ايجاد جوي سالم، آزاد و سازنده در مدرسه كمك كند(ايجاد چنين جوي براي روحيه و انگيزه كاري معلمان و تدريس اثربخش ضرورت دارد)
19- به عنوان فردي كاملاً متخصص كه نقش تعيين كننده اي در كلاس درس ايفا مي كند مورد شناسايي و پذيرش قرار بگيرد و نسبت به ديگر همكاران خود نيز چنين نگرشي داشته باشد.
20- نگرشهايي از خود بروز دهد كه موجب تقويت و تحكيم روابط انساني سالم و مطلوب در كلاس و مدرسه شود.
دانش آموز
عنصر مهم ديگري كه در حفظ عملكرد كلاسي نقشي اساسي دارد، دانش آموز است. فعاليتهاي معم و دانش آموز مكمل يكديگر و وابسته به هم است. هيچ معلمي نمي تواند ادعا كند كه به طور انفرادي موجب عملكرد بالاي كلاسي شده است. فعاليتهاي مستقل دانش آموزان نيز نمي تواند به تنهايي عملكرد كلاسي موفقي را رقم بزند. فعاليتهاي معلم و دانش آموز بدون وجود ديگري خنثي و عقيم است. دانش آموزان هم، مانند معلمان، شخصيت مستقلي دارند. همان طور كه شناخت معلمان در تحليل و تفسير مسائل و رويدادهاي كلاسي مؤثر است، شناخت ويژگيهاي دانش آموزان هم در تحليل رفتار آنان تأثير دارد.
نگرشها
نگرشها و انتظارات دانش آموزان با آنچه در كلاس درس روي مي دهد ارتباط دارد. نگرشهاي دانش آموز نسبت به مدرسه، معلمان، دانش آموزان ديگر، موضوعات درسي، مديريت و نيز نگرش او نسبت به خود جنبه هاي مهمي در تعيين رفتار اوست. به نظر دانشمندان نگرش دانش آموزان نسبت به مدرسه احتمالاً به طور مستقيم بر رفتار معلمان تأثير مي گذارد. از آنجا كه دانش آموزاني مجبورند به مدرسه بروند،تقاضاهاي معلم براي اطاعت و اجابت از طرف دانش آموزاني كه به مدرسه علاقه اي ندارند احتمالاً با مقاومتهاي زيادي توأم است؛ بنابراين آنان ناچارند در دانش آموزاني كه به كلاس درس علاقه كمي دارند يا هيچ گونه علاقه اي به يادگيري ندارند علاقه و انگيزه ايجاد كنند؛ كاري كه بسيار دشوار است و در اغلب موارد موجب تعارض و ناكامي مي شود.
انگيزه ها و هدفها
به اعتقاد روانشناسان، ايجاد انگيزه در افراد، از جمله دانش آموزان، كار دشوار و پيچيده اي است. دانش آموزان براي كار و فعاليت نياز به انگيزه هايي قوي و بالا دارند. اگر آنان ماهيت و اهميت آموزش و پرورش را زير سؤال ببرند، به عملكرد و كارآيي آموزش و پرورش با ديده شك و ترديد بنگرند: د رمورد توانايي آموزش و پرورش در تأمين آتيه شان دچار ترديد شوند، يا حتي اعتقادشان را به ارزش دروس و مفيد و كاربردي آنها از دست بدهند: مدرسه، معلمان و الدين در مورد مسائل انگيزشي آنان با مشكلات مختلفي مواجه خواهند شد.
عوامل ديگر
عوامل ديگر مانند وضعيت اقتصادي – اجتماعي دانش آموز و منطقه آموزشي، جو مدرسه، فرهنگ حاكم بر مدرسه، و سوابق آموزشي و فرهنگي دانش آموز در پيشرفت تحصيلي او مؤثر است.
دانش آموزاني كه از امكانات بهتر و بيشتري برخوردارند، پيشرفت بيشتري دارند؛ زيرا زمينه براي پيشرفت آنان نسبت به ديگر دانش آموزان مهياتر است. خانواده هايي كه به اهميت و ارزش آموزش و پرورش و درس و مدرسه در تعيين سرنوشت و رشد و پيشرفت فرزندانشان پي برده اند شرايط مناسبتري براي پيشرفت تحصيلي آنان فراهم مي كنند؛ بنابراين، طرز تفكر و نگرشهاي خانواده و انتظارات آنان از فرزندانشان تا حد بسياري در رفتار و عملكرد دانش آموزان مؤثر است.