عکس
تقدیم به همه اساتید ٬اندیشمندان ودانشجویان بمناسبت سال تحصیلی جدید (منبع پارسي بلاگ)
تقدیم به همه اساتید ٬اندیشمندان ودانشجویان بمناسبت سال تحصیلی جدید (منبع پارسي بلاگ)
مفاهيم نظارت و راهنمايي آموزشي
در فرهنگ تعليم و تربيت نظارت و راهنمايي چنين تعريف شده است:«كوششهاي مسئولان منتخب مدرسه براي راهنمايي و هدايت معلمان و ديگر كاركنان آموزشي در اصلاح وضع آموزش و روشهاي تدريس كه مستلزم تحريك رشد و پيشرفت حرفه اي معلمان، انتخاب هدفهاي آموزشي و تجديدنظر در آنها، مواد آموزشي، روشهاي تدريس، و ارزشيابي آنهاست» (گود،1973). ماركس و استوپس(1971) هرگونه فعاليتي را كه عمدتاً براي اصلاح آموزش در كلاس درس صورت گيرد در حوزه نظارت و راهنمايي آموزشي تلقي مي كنند(برتون و برواكنر 1955) نظارت و راهنمايي آموزشي را خدمت فني- تخصصي اي مي دانند كه هدف آن مطالعه و اصلاح همه عواملي است كه بر رشد و پرورش كودك اثر مي گذارد و معتقدند اين كار وقتي به طور مؤثرانجام مي گيردكه مبتني بر همكاري گروهي باشد.
نظارت و راهنمايي مفهومي عام و كلي دارد؛ بدين معنا كه در همه سازمانها و مؤسسات- اعم از ساده يا پيچيده، انتفاعي يا اجتماعي، بزرگ يا كوچك، دولتي يا خصوصي سنتي با الگوهاي اداري قديمي يا مدرن و پيشرفته و مجهز به سيستمهاي الكترونيك- كاربرد دارد. ثبات و ادامه حيات هر سازماني به نوعي مستلزم نظارت و راهنمايي است. آموزش و پرورش كه يكي از پيچيده ترين سازمانهاي انساني است براي حفظ و تداوم فعاليتهاي آموزشي و نيل به اهدافش همواره به نظارت و راهنمايي نياز داشته و دارد. نظارت و راهنمايي آموزشي يا تعليماتي، در آموزش و پرورش يكي از برنامه هاي رسمي سازماني است كه با ديگر نظامهاي رفتاري مربوط به آن ( تدريس و يادگيري، مديريت آموزشي، و مشاوره و راهنمايي) ارتباط مستقيم و متقابل دارد؛
نظارت و راهنمايي آموزشي(تعليماتي) طبق مفاهيم سنتي، انتقال دانش و مهارتها در عمل ازفرد كارآزموده و از فرد مجرب به فرد بي تجربه تعريف شده است(كادوشين، 1976). همچنين پيش از قرن بيستم برخي از نويسندگان آن را « هدايت معلمان و قضاوت در مورد كار آنان» تعريف كرده اند. اصولاً پيش از اطلاق مفهوم امروزي نظارت و راهنمايي آموزشي، به معلمان به عنوان ابزاري مي نگريستند كه بايد به طور دقيق تحت نظارت و بازرسي قرار گيرند تا اطمينان حاصل شود روشها و فنوني را كه راهنمايان آموزشي، آنها را تجويز يا ديكته كرده اند اجرا مي نمايند اين وظيفه در بسياري از اوقات بر عهده مديران مدارس و در برخي موارد بر عهده افراد غيرحرفه اي يعني افراد عادي جامعه و خارج از مدرسه بوده است و در بقيه موارد، معلمان با عناوين مختلف كار نظارت بر تدريس معلم در مدرسه را بر عهده داشته اند.(وايلز و باندي، 1986)
چگونه تفکر خلاق را در خود و دیگران پرورش دهیم:
(راهکارها):
1- اطلاعات و تجارب خود را در موقعیت های مختلف گسترش دهیم.
2- از دیگرا و کودکان سئوالهایی را بپرسیم که ÷اسخ های متعدد داشته باشد.
3- اگر سئوالهای غیر معمولی از سوی دیگران مطرح می شود، سعی کنیم تا با همکاری خودشان پاسخ های جدید و نو را کشف کنیم.
4- رفتارها و الگوهای افراد خلاق مثل ابوعلی سینا، دکتر حسابی و... را سرمشق زندگی قرار دهیم.
5- از فنون ویژه تفکر خلاق مانند" بازی فکری" به خوبی استفاده نماییم.( حمله ذهنی به یک موضوع را بارش فکری می گویند)
6- تصورات ذهنی خود و دیگران را تقویت کنیم، زیرا تصویر سازی کمک می کند تا اطلاعات در حافظه ی بلند مدت بیشتر ذخیره شوند، برای مثال اگر فرزندمان داستانی از دایناسور ها را می خواند، از او. بخواهیم تصور کند که میان جنگل قرار دارد، به صدای آنان گوش دهد، بزرگی جثه اش را در نظر بگیرد، صدای ÷ای آنان را بشنود و...
7- در نوشتن داستان و یا کگشیدن نقاشی و ... به جای استفاده از نمونه(مدل) از طرح های خلاق ذهن خود استفاده کنیم.
8- آن چه را که می خوانیم، می بینیم و می شنویم، مهمترین نکات آن را یادداشت نماییم.
9- هر فکر جدیدی که به ذهن ما می رسد، بنویسیم.( افکار خود را روی کاغذ بیاوریم.)
10- اجازه دهیم هر سئوالی از ما ب÷رسند وسئوالات آنان را جدی بگیریم.
11- بازی های فکری، ساخت اشیاء با گل، مجسمه سازی نقاشی و داستان نویسی موجب شکوفایی ذهن وخلاقیت می گردد.
12- طرح سئوالهای باز و تکمیل جملات و داستان های نا تمام در رشد تفکر خلاق موثر است.
13- به عقاید دیگران( به ویژه کودکان و نوجوانان) احترام بگذاریم و اجازه دهیم که تا حد ممکن کارهایشان را با ذوق و سلیقه خود انجام دهند.
14- ابتکار و تخیل را باور داشته باشیمتا زمینه ی بروز فعالیت های خلاق در جامعه فراهم شود.
15- سعی کنیم پاسخ های ما در مقابل سئوالات دیگران به گونه ای باشد که او را به سئوالهای جدید تری هدایت کنیم.
16- فرصت اابتکار و نوآوری را در خانواده و مدرسه و محل کار به دیگران بدهیم.
17- از موقعیت هایی مانندمسافرت، بازدید از موزه ها، رفتن به مکانهای تفریحی و فرهنگی جهت آموزش تفکر خلاق استفاده کنیم.
18- احسای امنیت، شادی و آرامش از عوامل شکوفایی تفکر خلاق است، آن عوامل را از خود و دیگران دریغ نکنیم.
19- هوش، استعداد، مهارت و تلاش جدی ، بخشی از عوامل رشدخلاقیت است اما ضروری است به ایجاد انگیزه نیز توجه ویژه ای داشته باشیم.
20- توانایی دیگران حتی کودکان را بپذیریم و باور داشته باشیم که هر فرد موجودی منحصر به فرد است و مثل و مانندی ندارد.
21- وقتی کار و فکر جدید و خلاقانه ای را از دیگران مشاهده کردیم، با تشویق ، خوشحالی و شادی خود را ابراز کنیم.
ويژگي هاي افراد داراي تفكّر خلّاق:
1- راه هايي را جستجو مي كنند كه از طريق آن بتوانند فكر خود را به سوي ايده هاي نو و تازه هدايت نمايند.
2- به همه جوانب يك موضوع و مسئله توجه دارند.
3- در حل يك مسئله تمركز حواس بيشتري را از خود نشان مي دهند.
4- از ربط ايده ها و تجربيات مختلف، نتايج جديدي را مي گيرند.
5- افكار و عقايد خود را به راحتي مطرح مي كنند و از مواجه شدن با عقايد مختلف استقبال مي كنند.
6- براي حل مسايل و مشكلات، راه هاي مختلف را بررسي و تا رسيدن به نتيجه دلخواه تلاش مي كنند .
7- خود را محدود به نظرات ديگران نمي كنند، حصار هر آن چه بود و هست را مي شكنند.
8- همواره كنجكاو بوده و در جست و جوي اطلّاعات جديد و نو هستند.
9- از قدرت تصوير سازي ذهني بالايي برخوردارند، تا حدّي كه به تفكّرات خود، عينيت مي بخشند.
10- معمولاً براي هر سؤالي آمادگي ارائه پاسخ هاي مختلف را دارند.
11- مثبت نگر و پر انرژي هستند.
مراحل تفكّر خلّاق:
1- آمادگي: در اين مرحله افراد به امور و پديده هاي مختلف زندگي دقت و توجه بيشتري پيدا مي كنند، به حدّي كه گاهي پديده هاي زندگي مدت هاي طولاني ذهن شخص را به خود مشغول مي نمايد.
2- مطالعه: در اين مرحله فرد با بررسي و مطالعه بيشتر روابط بين پديده ها را بهتر درك مي كند.
3- تغيير: در اين مرحله شخص به نوع روابط بين پديده ها كه ذهن او را به خود مشغمل كرده اند پي برده و با طرح سئوال هاي مختلف در ذهن به نقد و بررسي آن مي پردازند.
4- پختگي: در اين مرحله شخص با گذر از مراحل قبلي به درك و شناخت عميق تري از روابط بين پديده ها مي رسد و گويي پديده ها، جزئي از وجودش شده است.
5- اشراق: در اين مرحله شخص به پاسخ هاي ناگهاني دست پيدا مي كند، معمولاً با كلماتي نظير "آهان" ،"يافتم"... متجلي مي شود.
6- وارسي: در اين مرحله فرد به بررسي بهترين ايده اي كه در مراحل قبلي به آن رسيده است مي پردازد تا صحت و درستي آن را مشخص نمايد.
7- اجرا: در اين مرحله فرد افكار يا ايده هايي كه مورد تأييد واقع شده اند را به مرحله اجرا در مي آورد.
تفكر خلّاق
يكي از مهمترين وجوه تمايز انسان از ديگر موجودات قدرت تفكر و خلاقيت اوست. قدرت دستكاري در ذهن پديده هاست، قدرت كشف و توليد ابزار و انديشه هاي جديد است، كه همه اين ها به نوعي خلاقيت است. همه انسان ها كم وبيش خلّاق اند و اين توانايي همچون انواع هوش با درجات متفاوت در همه ما وجود دارد، مهم آن است كه بتوانيم آن را شكوفا نموده، توسعه دهيم و به خدمت گيريم. تفكر خلّاق مي تواند بهترين سلاح مبارزه با مشكل نيز قلمداد شود. افرادي كه تفكر خلاق را در خود شكوفا نكرده اند تا به كوچكترين مشكلي مي رسند مي گويند " اه" باز يك مشكل. در صورتيكه انسان هاي خلاق اين نگرش منفي را تسليم شدن قبل از جنگ مي پندارند، زيرا معتقدند مشكل نه تنها مزاحمت نيست بلكه مبارزه اي براي كشف راه حل است.
تعريف مهارت تفكر خلّاق:
مهارتي است كه شخص از تلفيق مهارت هاي حلّ مسئله و تصميم گيري از افكار يا روابط نو برخوردار شده و قدرت كشف و انتخاب راه حل هاي جديد را پيدا مي كند.
انواع تفكر:
1- تفكر واگرا
2- تفكر همگرا
تفكر خلّاق با تفكر واگرا رابطه اي مستقيم دارد. افراد با تفكر واگرا سعي مي كنند پديده ها و امور و افكار را آنچنان كه هستند به راحتي نپذيرند، بلكه نگاه متفاوت تري داشته باشند و از قالب هاي فكري همسان دور شوند، به عبارتي پديده ها ر ا با چشم و منظر ديگري نگاه كنند . اما در تفكّر همگرا، فكرهاي جديد و نو كمتر در آن راه پيدا مي كند، امور وپديده ها را آن چنان كه هستند مي بينند و مي پذيرند.